احمد شوقى
احمد بن على بن احمد شوقى به « امير الشعراء » و « شاعر الأمراء » شناخته شده است . در قاهره به دنيا آمد و در مدارس دولتى به تحصيل پرداخت . دو سال در بخش ترجمه مدرسه حقوق درس خواند و در سال 1887 ميلادى از سوى « خديوى توفيق » به فرانسه براى ادامه تحصيل اعزام گرديد . پس از چهار سال به قاهره بازگشت و به عنوان رئيس اهل قلم در ديوان « خديوى عباس » مشغول به كار شد . در زمان جنگ جهانى اوّل به اسپانيا رفت . پس از جنگ به مصر بازگشت و به عنوان عضو مجلس شيوخ مشغول به كار شد . احمد شوقى در اكثر فنون شعر قدم به ميدان گذارد . و برخى از اشعار او و ديوانش او به نام « شوقيات » معروف گرديده است . شوقى از زمامداران شعر كلاسيك معاصر است . ادب و دين در اشعار او به هم آميخته و از همينرو جايگاه مردمى يافته است . قصيده « نهج البردة » و « همزية نبوية » او شهرت بسيار يافته است . او در سال 1351 ه . ق .
وفات يافت « 1 » .
- * -
1 - هذا الحسين دمه بكربلا * روّى الثّرى لمّا جرى على ظما
2 - و استشهد الأقمار اهل بيته * يهوون فى التّرب فرادى و ثنا
3 - ابن زياد و يزيد بغيا * و اللّه و الأيام حرب من بغى « 2 »
1 - اين حسين است كه خونش در كربلاء بر زمين ريخته شده
2 - و اهل بيت او در حالىكه تنها بودند و ياورى نداشتند به شهادت رسيدند .
3 - ابن زياد و يزيد ستمكارند و خدا و روزگار در جنگ با ستمكارانند .
* * *
1 - و أنت إذا ما ذكرت الحسين * تصاممت لا جاهلا موضعه
2 - أحبّ الحسين و لكنّنى * لسانى عليه و قلبى معه
3 - حبست لسانى عن مدحه * حذار أمية أن تقطعه « 3 »
1 - تو هنگامىكه نام حسين را ذكر نمىكنى به خاطر شرايط است نه بخاطر جهل نسبت به جايگاه حسين ( ع ) .
2 - من حسين را دوست دارم امّا زبانم بر عليه او و قلبم همراه اوست .
3 - زبانم را از مدح او باز مىدارم از ترس خلف اميه كه مبادا او را قطع كنند .
( شاعر شرايط را بهگونهاى مىبيند كه بايد با احتياط نام حسين ( ع ) را بر زبان آورد و بايد حبّ او را در قلب پنهان نمود ) .
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 9 ، ص 140 .
( 2 ) - همان ؛ ص 142 .
( 3 ) - همان ؛ ص 140 .