2 - تا اينكه او در زمين كربلا خيمه زد . چه خيمهزنندهى بزرگوارى بود !
3 - نفس بزرگوار او تسليم نشد و مرگ باعزّت و كرامت را برگزيد .
4 - ثمرهى مرگ تلخ است . ولى اينگونه مردن لذّتبخشتر و شيرينتر از زندگى با خوارى است .
5 - در جنگ آنقدر شمشير زد تا اينكه همهى شمشيرهاى جنگاوران دشمن كند شد و تيزى لبههاى آنها از بين رفت . ( با همهى جنگاوران نبرد كرد ) .
6 - بعد از اين فتنهى كور ، هيچ ستونى از ستونهاى ايمان سالم نماند .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 548
مساهمون: مرضيه محمدزاده
ص٥٤٨