3 - بها لبس الدّين الحنيف ملابسا * غرابيب سودا مثل لون الغياهب « 1 »
1 - مصائب روز عاشورا ، ناگوارترين مصيبتهايى است كه از فرود آمدن تيغهاى تيز سختتر است .
2 - از سنگينى اين مصيبتها و حسرت و اندوه ، صخرههاى سخت آب مىشوند و كوههاى بلند فرو مىريزند .
3 - با روى آوردن اين مصائب دين حنيف اسلام جامههاى بس سياه بر تن كرده است .
* * *
1 - هلمّوا نبك أصحاب العباء * و نرثي سبط خير ألانبياء
2 - هلمّوا نبك مقتولا بكته * ملائكة الآله من السماء « 2 »
1 - بياييد تا بر آل عبا گريه سردهيم ، و بر امام سبط ، فرزند بهترين انبياء نوحه كنيم .
2 - بياييد بر سوگ شهيدى گريه كنيم كه فرشتگان خدا در آسمان بر او نوحه سردادهاند .
* * *
1 - قفا بالرّسوم الخاليات الدواثر * تنوح على فقد البدور الزّواهر
2 - بدور لآل المصطفى قد تجلّلت * بعارض جون فاختفت بدياجر
3 - ففى كلّ قطر منهم قمر ثوى * و جلّل من غيم الغموم بساتر « 3 »
1 - بر اين ويرانههاى خلوت كه مىگذريد ، درنگ كنيد و بشنويد كه چگونه براى از دست دادن ماههاى تابناك نوحه سرايى مىكنند .
2 - اين ماههاى عالمتاب ، همان سيماى درخشان خاندان مصطفى ( ص ) است كه در پس ابرهاى ظلمت پوشيده ماندهاند .
3 - در هر بخشى از اين ويرانهها ، ماهى مسكن گزيده و ابرهاى ماتم چهرهى تابانش را در حجاب كشيده است .
* * *
1 - قف بالطفوف بتذكار و تزفار * و ذب من الحزن ذوب التّبر في النّار
2 - و اسحب ذيول ألاسى فيها و نح أسفا * نوح القماري على فقدان أقمار
3 - و انثر على ذهب الخدّين من درر * الدّمع الهتون و ياقوت الدم الجاري
4 - و نح هناك بليعات ألاسى جزعا * فما على الواله المحزون من عار
5 - و عزّ نفسك عن أثواب سلوتها * على القتيل الذّبيح المفرد العاري
6 - لهفي و قدمات عطشانا بغصّة * يسقي النجيع ببتّار و خطّار
7 - كأنّما مهره في جريه فلك * و وجهه قمر في افقه ساري « 4 »
1 و 2 - دامن حسرت و تأسف را بگستر ، و آرزوى درد و ناله سر بده ، همانگونهكه كبوتران بر فقدان كبوتران زارى مىكنند ، نوحهسرايى كن .
هامش
( 1 ) - الغدير ؛ ج 11 ، ص 235 . ادب الطف ؛ ج 5 ، ص 45 .
( 2 ) - همانجا .
( 3 ) - همانجا .
( 4 ) - الغدير ؛ ج 11 ، ص 236 . ادب الطف ؛ ص 44 و 45 .