ابن ابى شافين بحرانى
شيخ داود بن محمّد بن ابى طالب ، مشهور به « ابن ابى شافين » جدّ حفصى بحرانى از نيكان قرن دهم هجرى ، و از شخصيتهاى آراسته به مفاخر روزگار است .
اشعارش در كتب ادبى و محافل عربى همهجا پراكنده ، و در محافل شعرى زبانزد است . « 1 »
سيّد على خان از او چنين ياد مىكند : « درياى موّاجى است كه آبش خوشگوار و دور از تلخى و آلودگى است . ماهى پرتوافشان و شيرى غرّان است . مرتبهى فضيلت او بس بلند و نام ارجمندش از خورشيد تابان نيز بلندتر و نمايانتر است . در ميان همروزگاران و همميهنانش كسى در توانايى و دانش ، به مقام او نمىرسد . شعرش لطيف و كلامش زيباست . » « 2 »
شيخ داود در تمام هنرها يگانه روزگار خود بود و شعرش در غايت استادى سروده مىشد و در علم مناظره و آداب بحث نيز يك جدلى استاد بود .
ابن ابى شافين رسالههايى دارد از آن جمله : « رسالهاى در علم منطق » و « شرحى بر الفصول النصيريه در توحيد » . اشعارش در مجموعههاى ادبى ذكر شده است . « 3 » او حدود سال 1001 ه . ق درگذشته است .
* * * ابن ابى شافين قصايد بسيارى در رثاى حسين بن على ( ع ) سروده است كه ابياتى از چند قصيده او انتخاب شده در اينجا مىآوريم :
رثاى سيد الشهداء :
1 - يا واقفا بطفوف الغاضريات * دعني أسحّ الدموع العندميات
2 - من أعين بسيوف الحزن قاتلة * طيب الكرى لقتيل السمهريات
3 - و سادة جاوزوا بيد الفلاة بها * و قادة قددوا بالمشرفيات « 4 »
1 - اى كسىكه بر كوهها و بلندىهاى « غاضريات » « 5 » ايستادهاى ، مرا رها كن تا اشك خونين بفشانم .
2 - از ديدگانى كه بر شمشير اندوه ، خواب و آرام را از من ربوده ، بر كسىكه با نيزههاى برّنده به قتل رسيده ، اشك بريزم .
3 - اشك خون بريزم بر آن بزرگوارانى كه در بيابان بر آنها حمله شده ، و بر پيشوايانى كه با تيغهاى مشرفى ، بدنهاشان تكّهتكّه شده است .
* * *
1 - مصائب يوم الطفّ أدهى المصائب * و أعظم من ضرب السّيوف القواضب
2 - تذوب لها صمّ الجلاميد حسرة * و تنهدّ منها شامخات الشناخب
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 5 ، ص 47 .
( 2 ) - السلافه ؛ ص 529 .
( 3 ) - الغدير ؛ ج 11 ، ص 223 و 224 .
( 4 ) - ادب الطف ؛ ج 5 ، ص 45 . الغدير ؛ ج 11 ، ص 235 . اين قصيده 287 بيت دارد .
( 5 ) - غاضريات : اشاره به حومهى كربلا .