30 - بر منزلى را كه حيات و ساحتش ويران شده گريه نكنم ، و شناخته شده را از ناشناخته ، نشان داد .
31 - از ايستادن بر مزبله ويرانى و نه براى دوستى كه دور شده و نه براى منزلى ويران گريه نكنم .
32 - اندوه من به هيجان آمد و حرارت شعله آتش درونم را افزود و ياد كشتهى غريب مرا اندوهگين كرد .
33 - مژگانى كه از ريزش اشك خسته نشود و بدنى كه از دگرگونى جدا نشود .
34 - ياد شكارگاه سرسبز مرا به هيجان نياورد و اندوه و شادى من ، مرا غمگين نساخت .
35 - چيست كه اشك من جوشش حرارت بر آن شهيد لبتشنه را خاموش نمىكند و چه شهيدى .
36 - ياد شهيد تشنهكام غصه و غليان اندوه مرا تحريك كرد .
37 - مصيبت شهيد آل پيامبر خواب نوشين را از چشم من ربود .
38 - من تو را اگر سرزنشى بر نكوهش كردن بر غلام خسته غمگين يافتى كه ملامت كنى مىبخشم .
39 - من از كسانى نيستم كه بر تصوير دگرگون شده و منازلى را كه بلا نابود و ويران كرده است ، گريه كنم .
40 - من به خاطر آنچه كه بر فرزند مولايمان رسيده ، گريه و نوحهسرايى را عادت خود قرار دادهام .
41 - او حامى و نگهبانى است كه آهوانش فرار نمىكنند .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 355
مساهمون: مرضيه محمدزاده
ص٣٥٥