تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
30 - بر منزلى را كه حيات و ساحتش ويران شده گريه نكنم ، و شناخته شده را از ناشناخته ، نشان داد . 31 - از ايستادن بر مزبله ويرانى و نه براى دوستى كه دور شده و نه براى منزلى ويران گريه نكنم . 32 - اندوه من به هيجان آمد و حرارت شعله آتش درونم را افزود و ياد كشته‌ى غريب مرا اندوهگين كرد . 33 - مژگانى كه از ريزش اشك خسته نشود و بدنى كه از دگرگونى جدا نشود . 34 - ياد شكارگاه سرسبز مرا به هيجان نياورد و اندوه و شادى من ، مرا غمگين نساخت . 35 - چيست كه اشك من جوشش حرارت بر آن شهيد لب‌تشنه را خاموش نمىكند و چه شهيدى . 36 - ياد شهيد تشنه‌كام غصه و غليان اندوه مرا تحريك كرد . 37 - مصيبت شهيد آل پيامبر خواب نوشين را از چشم من ربود . 38 - من تو را اگر سرزنشى بر نكوهش كردن بر غلام خسته غمگين يافتى كه ملامت كنى مىبخشم . 39 - من از كسانى نيستم كه بر تصوير دگرگون شده و منازلى را كه بلا نابود و ويران كرده است ، گريه كنم . 40 - من به خاطر آنچه كه بر فرزند مولايمان رسيده ، گريه و نوحه‌سرايى را عادت خود قرار داده‌ام . 41 - او حامى و نگهبانى است كه آهوانش فرار نمىكنند .