تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
6 - حقّ لي أبكى دماء * عوض الدمع الهتون
7 - لغريب نازح الدا * ر خلي من معين
8 - لتريب الخدّ دامى ال * وجه مرضوض الجبين
9 - يا بني طه و ياس * ين و حم و نون
10 - بكم استعصمت من * شرّ خطوب تعتريني
6 - مرا سزاوار است كه به جاى اشك ، سيل‌آسا خون گريه كنم . 7 - براى غريبى كه از خانه آواره و بدون يار و ياور بود . 8 - براى خاك‌آلوده گونه‌اى كه چهره‌اش خونين و پيشانيش شكسته بود . 9 - اى فرزندان « طه » و « ياسين » و « حم » و « نون » . 10 - از شر حوادثى كه عارض من مىشود به شما پناه آورده‌ام .
11 - فإذا خفت فأنتم * لنجاتي كالسّفين
12 - و عليكم ثقل ميزا * نى و أنتم تنقذوني
13 - فاحشروا العبد ( الخليعى ) * إلى ذات اليمين
14 - و إليكم مدحا أسنى * من الدرّ الثمين
15 - يا حجاب اللّه و الم * حميّ عن رجم الظنون
11 - پس هرگاه ترسيدم شما براى نجات من مانند كشتى هستيد . 12 و 13 - سنگينى ميزان اعمال بر شماست و شماييد كه مرا نجات مىدهيد . پس بنده‌ى خود را در طرف راست و اصحاب يمين محشور نماييد . 14 - و مدحى را كه عالىتر از درّ ارزنده است بپذيريد . 15 - اى پرده‌داران خدا و اى حمايت شده از بدگمانىها !
16 - فيك داريت اناسا * عزموا أن يقتلوني
17 - و تحصّنت بقول ال * صّادق الحبر الأمين
18 - إتقّوا إنّ التّقى من * دين آبائي و ديني
19 - و لأوصافك ورّيت * كلامي و حنيني
20 - و الى مدحك أظهر * ت ظهوري و بطوني
16 - درباره‌ى تو با مردمى كه قصد داشتند مرا بكشند مدارا كردم . 17 - و من به گفته‌ى عالم راستگو و امينى متحصّن شدم و محكم گشتم . 18 - كه فرمود : تقيّه كنيد كه تقيّه دين پدران من و دين من است . 19 - و به اوصاف تو سخنم و اشتياقم را قصد كردم . 20 - و به مدح تو ظاهر و باطنم را آشكار كردم .
21 - و كفاني علمك الشا * هد للسرّ المصون