تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
26 - لا هنا لي عيشي و مبسمك الد * رّى باد و قد علاه قضيب
27 - ليت انّى فداك لو كان بالعبد * يفدى المولى الحسيب النسيب
28 - سهم بغى الأولى أصابك من * قبل و للّه عنك سهم مصيب
29 - أظهر و افيك حقد بدرو من قب * ل دعو اللهدى فلم يستجيبوا
30 - يا بني احمد الى مدحكم قلب * ( الخليعىّ ) مستهام طروب
31 - كيف صبر امرء يرى الود في القر * بى وجوبا و إرثكم مغصوب
32 - أنتم حجّة الا على الخلق * و أنتم للطالب المطلوب
33 - بوالاكم و بغض أعدائكم تقب * ل أعمالنا و تمحى الذنوب « 1 »
26 - در اينجا براى من خوشى نيست و حال آنكه لب خندان گوهرين تو مورد اصابت چوب خيزران شد . 27 - ( اى مولا ) اى كاش من فداى تو مىشدم اما بنده چگونه مىتواند فديه‌ى مولايى شود كه داراى حسب و نسب عالى است . 28 - تير ستم آنهايىكه به تو اصابت كرد تير كارگرى بود . 29 - درباره‌ى تو كينه‌ى بدر را ظاهر كردند و از براى هدايت خوانده شدند پس اجابت نكردند . 30 - اى فرزند احمد به مدح و ثناء شما قلب ( خليعى ) زنده و بسيار خوش است . 31 - چگونه است شكيبائى كسىكه دوستى و محبّت خاندان پيامبر را واجب مىبيند و حال آنكه ميراث شما ( فدك ) غصب شده است . 32 - شمائيد حجّت خدا بر مردم و شما مطلوب طالبين و محبوب محبّين هستيد . 33 - به ولايت شما و كينه و نفرت از دشمنان شما اعمال قبول و گناهان آمرزيده خواهد شد . 34 - به مدح و ثناء شما چهره‌ى ناصبين شما سياه و تيره شود و دلهايشان از ناراحتى پاره گردد . * * *
1 - سجعت فوق الغصون * فاقدات للقرين
2 - فاستهلت سحب أجفا * ني و هزّتني شجوني
3 - غرّدت لاشجوها شجو * ي و لا حنّت حنيني
4 - لا و لا قلت لها * : يا ورق بالنوح اسعديني
5 - ما شجى الباكي طروبا * كشجى الباكي الحزين
1 - از آن‌كه قرين خويش را از دست داده بود ، بالاى شاخه‌ها ناله و فرياد كرد . 2 - پس ابرهاى مژگانهاى من اشك ريخت و اندوه ، مرا تكان داد . 3 - اندوه او چون اندوه من نوا خوان نبود و چون ناله‌ى من ناله نكرد . 4 - به او نه و نه گفتم : اى پرنده مرا به نوحه‌سرايى كمك كن . 5 - اندوه كسىكه از خوشحالى گريه مىكند مثل اندوه كسىكه از غم و غصه گريه كند ، نيست .
هامش
( 1 ) - الغدير ؛ ج 6 ، ص 13 - 15 .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 349 | مرضيه محمدزاده