17 - بحبّ علىّ ارتقي منكب العلى * و أسحب ذيلي فوق هام السحائب
18 - إمامي الذي لمّا تلفّظت باسمه * غلبت به من كان بالكثر غالبى
19 - ائمّة حقّ لو يسرّون في الدّجى * بلا قمر لاستصحبوا بالمناسب
20 - بهم تبلغ الآمال من كلّ آمل * بهم تقبل التوبات من كلّ تائب « 1 »
17 - با مهر على ( ع ) بر دوش اختران برشدم ، و دامن بر سر ابر و كوهساران مىكشم .
18 - پيشواى من على ( ع ) است كه با نامش بر دشمن بدخواه پيروز و غالب شدم .
19 - پيشوايان برحق كه اگر در تاريكى شب گام زنند ، خورشيد رخسارشان چراغ راه باشد .
20 - آرزوى آرزومندان به يمن وجودشان رواست ، توبهى نادمان به درگاه حق مقبول و پذيرا .
* * * ملك صالح در يكى از قصائد خود ، سرودهى مشهور دعبل خزاعى را به استقبال رفته كه مىگويد
مدارس آيات خلت من تلاوة * و منزل وحى مقفر العرصات
قصيده ملك صالح چنين شروع مىشود :
1 - ألايم دع لومي على صبواتي * فما فات يمحوه الذي هو آت
2 - و ما جزعي من سيّئات تقدّمت * ذهابا اذا اتبعتها حسنات
3 - ألا اننّي أقلعت عن كلّ شبهة * و جانبت غرقى أبحر الشبهات
4 - شغلت عن الدنيا بحبّي معشرا * بهم يصفح الرّحمن عن هفواتى « 2 »
1 - اى نكوهشگر ! زبان در كام گير كه من پند نگيرم . نه اين است كه توبهى پيرى گناه جوانى بزدايد ؟
2 - برگذشتهى نارواى خود بىتابى نكنم ، زير كه آيندهاى تابناك و حسن دارم .
3 - باوجوداين ، از شبهات گريختم ، از فرورفتن درياى مهالك پرهيز گرفتم .
4 - از دنيا رو برتافتم و دل به مهر كسانى سپردم كه به آبروى آنان خداى رحمن از گناهان من درگذرد .
هامش
( 1 ) - الغدير ؛ ج 4 ، ص 364 و 365 .
( 2 ) - همان ؛ ج 4 ، ص 367 . ادب الطف ؛ ج 3 ، ص 115 .