4 - كاظم فرخنده مآل ، موسى ، زادهاش رضا ، پرچم هدايت و تقوى و در مشكلات پناه مناند .
5 - زادهى رضا ، محمد ، هادى سبل ، از آن پس على برگزيدهى امم ، ذخيرهى فرداى مناند .
6 - دو پيشواى عسكر ، حسن و زادهاش مهدى كه اميدوارم به يمن وجودشان به حقيقت راه يابم .
* * *
مدح على بن ابيطالب ( ع ) :
1 - فان يكن آدم من قبل الوري * بني و في جنّة عدن داره
2 - فان مولاي عليا ذا العلى * من قبله ساطعة أنواره
3 - تاب على آدام من ذنوبه * بخمسة و هو بهم أجاره
4 - و ان يكن نوح بين سفينة * تنجيه من سيل طمى تيّاره
5 - فان مولاي عليا ذالعلى * سفينة ينجو بها أنصاره
6 - و ان يكن ذو النون ناجى حوته * في اليمّ لما كظّه حصاره
1 - اگر آدم بو البشر ، پيش از عالميان پيامبر شد و در بهشت برين مأوا گرفت .
2 - سرور و سالارم على صاحب معالى ، از آن پيشتر پرتو انوارش بالا گرفت .
3 - خداى جهان به حرمت پنج تن از خطاى آدم درگذشت ، و آدم پناه و حرمت يافت .
4 - اگر نوح سرخيل رسولان ، كشتى نجات آراست تا از سيل طوفان در امان مانند .
5 - سرور و سالارم على صاحب معالى ، خود كشتى نجات است ، يارانش به دو پناه و آرام گيرند .
6 - اگر يونس در شكم ماهى از دريا نجات يافت .
7 - ففي جلنرى للأنام عبرة * يعرفها من دلّه اختياره
8 - ردّت له الشمس بأرض بابل * و اليل قد تجللت أستاره
9 - و ان يكن موسى رعى مجتهدا * عشرا الى أن شفّه انتظاره
10 - و سار بعد ضرّه بأهله * حتى علت بالواديين ناره
11 - فان مولاي عليا ذا العلى * زوجّه و اختار من يختاره
12 - و ان يكن عيسى له فضيلة * تدهش من أدهشه انبهاره
13 - من حملته أمّه ما سجدت * للّات بل شغلها استغفاره
7 - داستان جلنرى از امام مبين عبرتى است كه رهبر دوستان است .
8 - در سرزمين بابل ، خورشيد به خاطر او بازگشت ، ازآنپس كه شب پردهى تاريكى برآويخت .
9 - و اگر موسى عمران ، ده سال شبانى كرد ، با انتظارى مشقتبار .
10 - تا دخت شعيب را تزويج كرد و در وادى طور آتش خضرا ديد .
11 - سرور و سالارم على صاحب معالى ، به امر خدا با دختر محمد جفت شد .
12 - و اگر عيسى را فضل و مقامى است كه به امر خدا ، مادرش حمل گرفت .
13 - على در شكم مادر به تسبيح و استغفار پرداخت و مادر خود را از سجدهى لات و عزى بازداشت .