تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
56 - پشت به حق دادى ، با شتاب به سوى باطل تاختى ، به‌زودى سزاى خود را مىبينى . 57 - خدا را ؛ از وصّى رسول رخ برتافتى ، كسى را همتاى او گرفتى كه با كفش او هم برابر نبود . 58 - به خدا سوگند ، مهر حيدر همان نعيم است كه به روز جزا باز پرسند ، اما شقاوت شما را از در اين خاندان راند . 59 - آن را كه در همه‌ى علوم بينا و در همه‌ى معضلات حلّال مشكلات بود . 60 - با كسى مقياس گرفتى كه به اعتراف او شيطان بر سر دوشش سوار بود .
61 - و الضارب الهامات في يوم الوغى * ضربا يقدّ به إلى الأوراك
62 - إذ صاح جبريل به متعجّبا * من بأسه و حسامه البتّاك
63 - « لا سيف الّا ذو الفقار و لا فتّى * الّا علىّ » فاتك الفتّاك
64 - بالهارب الفرّار من أقرانه * و الحرب يذكيها قنا و مذاكى
65 - و القاطع الليل البهيم تهجّدا * بفؤاد ذي روع و طرف باكى
61 - آن را كه روز نبرد ، تيغ بر فرق هركس نهاد ، تا كمر دريده شد . 62 - جبريل از صولت و سطوتش با شگفت فرياد برمىكشيد . 63 - تيغى چون ذو الفقار نباشد و جوانمردى چون على ، دلير دليران . 64 - او را با ترسوى بزدلى مقياس گرفتى ، همان‌كه در غوغاى جنگ همواره عار فرار را به جان مىخريد . 65 - آن را كه در دل شبها به تهجّد برمىخاست و با قلبى لرزان و چشمى گريان نماز و نياز به پاى مىبرد .
66 - بالتارك الصّلوات كفرانا بها * لو لا الرياء لطال ما راباك
67 - أبعد بهذا من قياس فاسد * لم تأت فيه امّة مأتاك
68 - أو ما شهدت له مواقف أذهبت * عنك اعتراك الشك حين عراك ؟ !
69 - من معجزات لا يقوم بمثلها * الّا نبيّ أو وصيّ زاكى
70 - كالشمس إذ ردّت عليه ببابل * لقضاء فرض فائت الّا دراك
66 - او را با كسى همتا گرفتى كه در خلوت نماز فريضه را ترك مىگفت و چه بسيارش آزمودند . 67 - اف باد بر اين قياس فاسد ، كه هيچ ملتى چنين بيمايه رسوايى به بار نياورد . 68 - آيا موقعيت و مقامش نشناختى تا زنگار شك و ريبت از دل بشويد ؟ 69 - آن معجزاتى كه جز بر دست پيامبران و اوصياء پاكشان جارى نگردد . 70 - و خورشيد در سرزمين بابل بازگشت تا نماز عصرش به موقع ادا باشد ؟
71 - و الريح إذ مرّت فقال لها : احملى * طوعا ولي اللّه فوق قواك
72 - فجرت رجاء بالبساط مطيعة * امر الإله حثيثة الايشاك
73 - حتّى إذا وافى الرقيم بصحبه * ليزيل عنه مرية الشكّاك
74 - قال : السّلام عليكم فتبادروا * بالردّ بعد الصّمت و الإمساك
75 - عن غيره فبدت ضغاين صدر ذي * حنق لستر نفاقة هتّاك
71 - بادى برخاست ، فرمودش ، بشتاب و كارگزار حق را بر يال خود سوار كن .