ابن جبر المصرى
از شعراى ديار مصر است كه در عهد خليفهى فاطمى مستنصر باللّه مىزيسته و در سال 420 ه . ق . متولد و به سال 487 هجرى درگذشته است .
سيّد امين وى را شاعر آل محمّد ( ص ) مىداند و مىنويسد : « قصيدهاش در مدح اهل بيت گواه شيعه بودن اوست » . « 1 » اين قصيده شامل 102 بيت مىباشد كه اكثر ابياتش در مدح امام على ( ع ) است و از زيباترين قصايد مىباشد .
* * *
مدح اهل بيت ( ع ) :
1 - يا دار غادرني جديد بلاك * رثّ الجديد فهل رثيت لذاك ؟ !
2 - أم أنت عمّا أشتكيه من الهوى * عجماء مذ عجم اليلى مغناك ؟ !
3 - ضفناك نستقري الرسوم فلم نجد * إلّا تباريح الهموم قراك
4 - و رسيس شوق تمتري زفراته * عبراتنا حتّى تبّل ثراك
5 - ما بال ربعك لا يبلّ ؟ كأنّما * يشكو الذي أنا من نحولي شاك
1 - اى كلبهى غم ، چندان به پايت درنگ كردم كه مصيبتهاى فوت را كهنه كردم ، آيا به ماتم نشستم ؟
2 - از آن روز كه سروسامانت بهم ريخت ، ديگر به شكوهى اين عاشق بىدل ، دل نسپردى .
3 - ميهمانت شدم ، از در و ديوار تمنّاى مراد كردم ، اما جز غم و اندوه بر سر خوانت نديدم .
4 - دل مشتاقم چنان در سوز و گداز است كه آه جانگدازم سيل اشك بر چهره روان سازد و سامانت را به گل نشاند .
5 - چيست كه بوموبرت جانب خرّمى نگيرد ؟ گويا بسان من از نزارى خود نالان است .
6 - طلّت طلولك دمع عيني مثلما * سفكت دمي يوم الرّحيل دماك
7 - و أرى قتيلك لا يديه قاتل * و فتور ألحاظ الظباء ظباك
8 - هيّجت لى إذ عجت ساكن لوعة * بالساكنيك تشبّها ذاكراك
9 - لمّا وقنت مسلّما و كأنّما * ريّا الأحبّة سقت من ريّاك
10 - و كفت عليك سماء عيني صيّبا * او كفّ صوب المزن عنك كفاك
6 - بروبام درهم ريختهات سيلاب اشكم فنا كرد . چونانكه روز وداع بنان گلعذارت خون مرا مباح كردند .
7 - كشتهى راهت را خونبها نجويند ، مژگان پريوشانت خنجر آبدار است .
8 - آن دم كه به خاك درت پا نهادم ، خاطرات وصلم زنده شد ، سوز اشتياقم شعلهور گشت .
9 - بهپا ايستادم و سلام دادم ، گويا كه نگاه جان پرور دوست از نگاه تو آبيارى شده است .
10 - از آسمان ديدگانم سيلاب حسرت روان است ، ديگرت با ابر بهاران چهكار است ؟
11 - سقيا لعهدي و الهوى مقضيّة * أو طاره قبل احتكام نواك
هامش
( 1 ) - اعيان الشيعه ؛ ج 5 ، ص 262 .