تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧

ابو العلاء معرّى

احمد بن عبد اللّه بن سليمان تنوخى ، شاعر و انديشمند برجسته‌ى نابيناى عرب . در « معرة النعمان » ، شهر كوچكى ميان حلب و حماة در 27 ربيع الاول سال 363 ه ق متولد شد . نياكان وى همه از شخصيت‌هاى برجسته و سرشناس به شمار مىرفتند و اكثر آنان اهل حديث و ادب و نيز قاضيان معرة النعمان بوده‌اند . پدرش اديب ، لغوى و شاعر بوده است . ابو العلا در 4 سالگى دچار آبله شد و در اثر آن بينايى خود را از دست داد و چهره‌اش نيز آبله‌گون شد . « 1 » ابو العلا قرآن را به چندين روايت نزد چند تن از شيوخ فراگرفت . لغت و نحو و حديث و ادب را هم آموخت ، سپس در نوجوانى به حلب رفت و در آنجا نزد محمّد بن عبد اللّه بن سعد نحوى راوى اشعار متنبّى آموزش ديد و همين برخورد انگيزه‌اى شد كه بعدها از ستايشگران متنبّى و شارح اشعار وى شود . ابو العلا در سال 398 هجرى راهى بغداد شد و به فراگيرى بيشتر دانش‌هاى ادبى و به‌ويژه دستيابى به كتابخانه‌ى بزرگ آنجا پرداخت و ملاقاتى با شريف رضى و شريف مرتضى داشت كه هر دو دانش و تيزهوشى او را ستوده‌اند . در سال 400 هجرى به معرة النعمان بازگشت و تا پايان عمر خانه‌نشين شد . وى خود را گروگان دو زندان - زندان نابينايى و زندان خانه‌نشينى و گوشه‌گيرى - ناميده است . « 2 » ابو العلا از معدود شاعرانى است كه در مدح و ستايش صاحبان مال و جاه شعر سروده است ، وى در مقدمه ديوانش « سقط الزند » صريحا اين مطلب را بيان مىكند كه هرگز در طلب پاداش ، مدح كسى را نگفته است . ابو العلا عمر خود را در دوران پرآشوبى گذراند . وى از كنج عزلت خود ، با ديده‌ى دل به همه‌ى رويدادهاى جهان پيرامون خود به‌ويژه به آنچه در زادگاهش و اطراف آن مىگذشت ، مىنگريست . دوران عمر وى سرشار از درگيريها و كشاكشهاست ، درگيرىهاى خلفاى عباسى با ايرانيان و تركان ، درگيريهاى فرمانروايان محلّى و قبايل عرب بدوى ، كشاكش و رقابت عباسيان با خلفاى فاطمى مصر و نفوذ قرمطيان و فاطميان در دمشق و حلب و سرانجام مهاجمات امپراطورى بيزانس و نفوذ آن در آن نواحى . اين رويدادهاى تاريخى همواره با تاريخ حلب و معرة النعمان درآميخته بوده است و برخى از آنها در اشعار ابو العلا معرّى منعكس شده‌اند . آثار : ابو العلا آثار بسيارى دارد كه در موضوعات گوناگون نقد ، ادب و لغت گرد آمده ، عموما همراه با التزام صنايع ادبى ، مراعات ترتيب الفبايى و نوعى تقيد در نگارش است . در بسيارى از كتب وى به شيوه‌اى غريب و از زبان پديده‌ها و موجودات مختلف چون سور قرآن ، ملائك و گاه حيوانات مختلف به نقد و بررسى مسائل گوناگون پرداخته است . برخى از آثار وى در پى جنگ‌هاى صليبى و سقوط معرة النعمان از ميان رفته است و برخى از آنها كه امروز به دست ما رسيده است عبارتند از : « الاوزان و القوافى شعر المتنبى » ، « البشرى بالجهاد » ، « حديث الاسلام » ، « رسالة الغفران » . اين اثر يكى از پرآوازه‌ترين آثار اوست كه در پاسخ به رساله‌ى ابن قارح ، ضمن يك سفر خيالى در جهان آخرت به نقد و بررسى اشعار شعراى دورانهاى مختلف مىپردازد . « الزجرالنابح » ، « سقط الزند » ، كه عموما اشعار دوران جوانى او را دربر دارد . « شرح ديوان ابن ابى حصينة » ، « ضوء السقط » ، « عبث الوايد » ، « الفصول و الغايات » ، « لزوم ما لا يلزم » ، يا لزومات كه ديوان اشعار اوست و در ابيات خود را ملزم به رعايت
هامش
( 1 ) - الانصاف ، ص 512 و 514 . معجم الادبا ؛ ج 3 ، ص 145 . تاريخ بغداد ؛ ج 4 ، ص 241 . ( 2 ) - معجم الادبا ؛ ج 3 ، ص 145 .