18 - إذا لم تكونوا فالحياة منّية * و لا خير فيها و البقاء فناء
19 - و إمّا شقيتم فى الزّمان فإنّما * نعيمى اذا لم تلبسوه شقاء
20 - لحا اللّه قوما لم يجازوا جميلكم * لأنّكم أحسنتم و أساؤا
16 - بگذاريد كه اين قلب فگارم بر خروشد ، بام و شام بر شما ناله زند .
17 - اين سيلاب اشك نيست كه از ديدگانم روان است ، خونابه دل از رخسارم چكان است .
18 - بىوجود شما ، زندگى برايم مرگ است ، خيرى در عيش و بقا نيست .
19 - اگر شهد زندگى در كام شما شرنگ بود ، عيش و نعمت در كام من جز تلخى نفزود .
20 - خدا آن قوم را تباه كند كه حرمت شما را پاس نداشتند ، نيكى را با بدى مكافات كردند .
21 - و لا انتاشهم عند المكاره منهض * و لا مسّهم يوم البلاء جزاء
22 - سقى اللّه أجداثا طوين عليكم * و لا زال منهلّا بهنّ رواء
23 - يسير إليهنّ الغمام و خلفه * زماجر من قعقاعه و حداء
24 - كأنّ بواديه العشار ترّوحت * لهنّ حنين دائم و رغاء
25 - و من كان يسقى فى الجنان كرامة * فلامسّه من ( ذي ) السحائب ماء « 1 »
21 - به هنگام سختى و افتادگى ، دستگيرى نيابند ، روز پاداش بهرهمند نگردند .
22 - مزارتان از باران رحمت سيراب ، و همواره سرسبز و خرم باد .
23 - ابر بهارى سوى بارگاهتان پويد ، رعد و برقى بارانزا در پى آن خيزد .
24 - گويا شتران آبستن بار خود فرو نهادهاند كه فرياد و غوغا بر هواست .
* * *
قصيده :
1 - لك الليل بعد الذاهبين طويلا * و وفد هموم لم يردن رحيلا
2 - و دمع إذا حبّسته عن سبيله * يعود هتونا في الجفون هطولا
3 - فياليت أسراب الدموع التى جرت * أسون كليما أو شفين غليلا
4 - أخال صحيحا كلّ يوم و ليلة * و يأبى الجوى إلّا أكون عليلا
5 - كأنّى و ما أحببت أهوى ممنّعا * و أرجو ضنينا بالوصال بخيلا
1 - كاروان رفت ، اين تو و اين شبهاى دراز با رنجى كه فرو نخواهد كشيد .
2 - با قطرات اشكى كه اگر در ديده حبس كنى ، چون سيل از گوشهى چشم روان گردد .
3 - كاش اين سيلاب اشكى كه بر رخسار مىدود ، جراحت دل را مداوا مىكرد و يا آتش آن را فرومىنشاند .
4 - هر بام و شام كه آيد ، گويم : اينك از رنج درون رستم ، اما سوز دل نگذارد كه راه سلامت گيرم .
5 - دستم به دامن معشوق نمىرسد ، آرزوى وصل دارم ، اما چه بخيل و پرجفاست .
6 - فقل للذي يبكي نؤيا و دمنة * و يندب رسما بالعراء محيلا
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 2 ، ص 256 و 257 . الغدير ؛ ج 4 ، ص 292 و 293 . اين قصيده در جلد اول ديوانش ثبت است .