تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
7 - عدانى دم لي طلّ بالطّفّ إن أرى * شجيّا أبكّى أربعا و طلولا
8 - مصاب أذا قابلت بالصبر غربه * وجدت كثيرى فى العزاء قليلا
9 - ورزء حملت الثّقل منه كأنّنى * مدى الدهر لم أحمل سواه ثقيلا
10 - وجدتم عداة الدين بعد محمّد * إلى كلمه فى الأقربين سبيلا
6 - با رقيب برگو كه بر كاشانه‌ى معشوق مىگريد و مىنالد . 7 - من از ناله و زارى بر اين لانه و كاشانه معذورم ، زيرا كه خون عزيزانم در كربلا پامال ستم گشت . 8 - داغى بر اين دل نشست كه هرچند در برابر آن صبر و تحمّل ورزم ، قرار و آرام نيابم . 9 - بار گران اين مصيبت پشتم شكست ، تاكنون بارى چنين گران بر دوش نكشيده‌ام . 10 - و شما اى دشمنان حقيقت ، بعد از رسول حق فرصتى يافتيد و كين خود را از خاندان او بازگرفتيد .
11 - و أيّكم ما عزّ فينا بدينه ؟ * و قد عاش دهرا قبل ذاك ذليلا
12 - فقل لبني حرب و آل أميّة * إذا كنت ترضى ان تكون قؤولا
13 - : سللتم على آل النّبىّ سيوفه * ملئن ثلوما في الطلى و فلولا
14 - و لم تغدروا إلا به من كان جدّه * إليكم لتحظوا بالنّجاة رسولا
15 - نساء رسول اللّه عقر دياركم * يرجّعن منكم لوعة و عويلا
11 - مگر نه اين بود كه در سايه‌ى آئين محمد به دولت رسيديد ؟ پيش از آن خوار و ذليل بوديد . 12 - خاندان اميه ، فرزندان حرب را برگو ، اگر توانى زبان از كام بركشى : 13 - با شمشير محمّد چندان بر سر خاندانش نواختيد ، تا دست و شمشير كندى گرفت . 14 - با كسى راه مكر و فسون گرفتيد كه جدّش رهبر نجات‌بخش شما بود . 15 - پردگيان رسول در ميان كوچه و بازارتان گرفتار ماندند ، و جز شيون و افغان پناهى نداشتند .
16 - لهنّ ببوغاء الطفوف أعزّة * سقوا الموت صرفا صببة و كهولا
17 - كأنّهم نوّار روض هوت به * رياح جنوبا تارة و قبولا
18 - و أنجم ليل ماعلون طوالعا * لأعيننا حتّى هبطن أفولا
19 - فأى بدور ما محين ما بكاسف ؟ ! * و أى غصون مالقين ذبولا ؟ !
20 - أمن بعد أن اعطيتموه عهودكم * خفافا الى تلك العهود عجولا
21 - رجعتم عن القصد المبين تناكصا * و حلتم عن الحقّ المنير حؤولا
16 - طوفان كربلا فرو نشست ، جام مرگ نصيب عزيزان اين خاندان بود . 17 - چونان گلستان ارم كه طوفان بلا از چپ و راست بر آن بتازد ، و گلهاى آن را پرپر كند . 18 - و يا چون اختران تابان كه طلوع نكرده راه افول گيرند . 19 - چه بدرهاى تابان كه تاريك نشد ؟ و چه سروهاى آزاده كه فرو نيفتاد ؟ 20 و 21 - از آن پس كه با شتاب عهد و پيمان خود استوار كرديد ، آن را به پشت برانداختيد و از راه حق كناره گرفتيد .
22 - و قعقعتم أبوابه تختلونه * و من لم يرد ختلا أصاب ختولا