37 - قتيلا وجدنا بعده دين احمد * فقيدا و عزّ المسلمين قتيلا
38 - فلا تبخسوا بالجور من كان ربّه * برجع الذى نازعتموه كفيلا
39 - أحبّكم آل النبىّ و لا أرى * و إن عذلونى عن هواى عديلا
40 - و قلت لمن يلحى على شغفى بكم * و كم غير ذى نصح يكون عذولا
41 - : رويدكم لا تنحلونى ضلالكم * فلن ترحلوا منّى الغداة ذلولا
42 - عليكم سلام اللّه عيشا و ميتة * و سفرا تطيعون النّوى و حلولا « 1 »
37 - شهيدى كه با فروافتادن قامتش دين احمد فروافتاد ، عزّت مسلمين پامال شد .
38 - نسبت به كسانىكه پروردگارشان كفيلشان است ، ظلم و ستم روا نداريد و با آنها زدوخورد نكنيد .
39 - اى خاندان رسول . شما را دوستارم ، ملامت مردم را به چيزى نخرم .
40 - به آنها كه در مهر شما سركوفت زنند ، و چه بسيار نكوهشگران كه خيرخواه نباشند ،
41 - گفتم : « آرام گيريد ، و از سرگشتگى خود مرا معاف داريد ، اين دل من رامشدنى نيست » .
42 - درود خدا بر شما خاندان باد . در مرگ و زندگى در حضر و سفر .
* * *
قصيده :
1 - قف بالديار المقفرات * لعبت بها أيدى الشتات
2 - فإذا سألت فليس تس * أل غير صم صامتات
3 - و اسأل عن القتلى الألى * طرحوا على شطّ الفرات
4 - و تيقّنوا أن الحيا * ة مع المذلّة كالممات
5 - و منيتى فى نصرهم * أشهى إلىّ من الحياة « 2 »
1 - در سرزمينى كه بازيچهى دست پراكندگى قرار گرفته و ويران شده بايست .
2 - اگر بخواهى دربارهى آن ويرانى سوال كنى ، بايد از اشياء كر و لال بپرسى . ( همهچيز از دست رفته است . )
3 - از كشتگانى كه در كنار فرات بر روى زمين افتادهاند بپرس !
4 - آنها يقين دارند كه زندگى با خوارى چون مرگ است .
5 - اگر در يارى آنها بميرم ، برايم از زندگى لذّتبخشتر است .
* * *
قصيده :
1 - إن يوم الطف يوم * كان للدّين عصيبا
2 - لم يدع فى القلب منى * للمسّرات نصيبا
3 - إنه يوم نحيب * فالتزم فيه النّحيبا « 3 »
هامش
( 1 ) - قصيده در روز عاشورا سال 413 هجرى سروده شده است و در جزء سوم ديوانش ثبت است . ادب الطف ؛ ج 2 ، ص 263 - 265 . الغدير ؛ ج 4 ، ص 294 - 296 .
( 2 ) - ادب الطف ؛ ج 2 ، ص 257 - 259 .
( 3 ) - همان ؛ ص 260 - 261 .