تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
19 - كانت مآتم بالعراق تعدّها * أموّية بالشام من أعيادها
20 - ما راقبت غضب النبىّ و قد غدا * زرع النبىّ مظنّة لحصادها
16 - سرشك ريختن بر يار و ديارم نيست . و بر حال زار فاطمه گريانم كه در سوگ فرزندانش اشكبار است . 17 - آيا به هنگام ولادتش دانست كه زنازادگان سر حسين را بر سر نى خواهند كرد ؟ ! 18 - گوئيا فاطمه ( س ) دانسته است كه حسينش به خاك افكنده و به خون كشيده‌ى نيزه‌ى كسانى است كه پيامبر اكرم ( ص ) آن كسان را به هنگام ولادت فاطمه ( س ) از خود رانده بود . « 1 » 19 - آن روز كه عراقيان به سوگ و ماتم نشينند ، بنى اميّه در شام با جشن و سرور عيد شمارند . 20 - بنى اميّه كه نونهالان پيغمبر ( ص ) را درو مىكردند و از پاى مىافكندند ، از خشم پيامبر ( ص ) پروا نكردند .
21 - باعت بصائر دينها بضلالها * و شرت معاطب غيّها برشادها
22 - جعلت رسول اللّه من خصمائها * فلبئس ما ذخرت ليوم معادها
23 - نسل النبىّ على صعاب مطيّها * و دم النبىّ على رؤوس صعادها
24 - وا لهفتاه لعصبة علوّية * تبعت امّية بعد عزّ قيادها
25 - جعلت عران الذلّ فى آنافها * و علاط وسم الضيم فى أجيادها
21 - بينش و هدايت را در برابر سرگشتگى و ضلالت فروختند ، رشد و صلاح را وانهاده ، نكبت و جهالت خريدند . 22 - رسول خدا را خصم خود ساختند و چه بد ذخيره براى روز جزا مهيّا كردند . 23 - خاندان پيامبر بر پشت شتران بدخو و سركش سوار ، و خون پيامبر بر ناوك نيزه‌هاى امويان بود . 24 - دردا و اندوهها ، كه خاندان على ( ع ) پس از فرّ و شكوه و فرماندهى بر بنى اميّه ، فرمانبر آن ناكسان شدند . 25 - مهار ذلّت و خوارى در بينى كشيدند و ريسمان اسارت بر گردن نهادند .
26 - زعمت بأنّ الدين سوّغ قتلها * أوليس هذا الدين عن أجدادها ؟ !
27 - طلبت تراث الجاهليّة عندها * و شفت قديم الغلّ من أحقادها
28 - و استأثرت بالأمر عن غيّابها * و قضت بما شاءت على شهّادها
29 - أللّه سابقكم إلى أرواحها * و كسبتم الآثام فى أجسادها
30 - إن قوّضت تلك القباب فإنّما * خرّت عماد الدين قبل عمادها
26 - گفتند : هلاك آل على دين كردگار است ! مگر نه اين دين از جدّشان به يادگار است ؟ 27 - بنى اميّه خونهاى دوران جاهليّت را از آل على ( ع ) بازخواست و سينه‌هاى پركينه را از آتش التهاب ، شفا بخشيدند . 28 - حقوق غائبين را ويژه‌ى خود ساختند و به دلخواه خود بر حاضرين ستم راندند . 29 - خدا ، ارواحشان را از معركه نبرد به عالم بالا بركشيد ، و شما با تاختن بر اجسادشان فجيع‌ترين جنايات را مرتكب گشتيد . 30 - آن خيمه‌هاى علوى سرنگون شد ، امّا ستون دين خدا پيش از آنكه ستون خيمه‌ها بيفتد فروريخت .
هامش
( 1 ) - اشاره به حكم بن ابى العاص پير كفّار بنى اميّه و پدر مروان بن حكم ملعون كه به اتّفاق امّت طردشده‌ى رسول اللّه ( ص ) بود .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 202 | مرضيه محمدزاده