32 - و أبوهم قد ردّ للشمس بيضا * و هى كادت لوقتها أن تغورا
33 - و قضى فرضه أداء و عادت * لغروب و كوّرت تكويرا
34 - و أبوهم يروى على الحوض من وا * لاهم و يردّ عنه الكفورا
35 - و أبوهم يقاسم النار و الجنّة * في الحشر عادلا لن يجورا
31 - مىگفت : « اگر خواستمى ، دست بر اختران آسمان سودمى ، وه چه با اقتدار بودم آن دم . »
32 - همانكه خورشيد مغرب براى او بازگشت ، سفيد و رخشان .
33 - چون نماز پسين به وقت بگذاشت ، روان شد به سوى مغرب شتابان .
34 - همانكه ساقى كوثر باشد ، نوشاند دوست را و محروم سازد دشمنان .
35 - فرماندار « حشر » كه دوزخيان را در دوزخ و بهشتيان را در بهشت جاودان جاى دهد .
36 - و أبوهم برا الإله له شبها * لأملاكه سميعا بصيرا
37 - فإذا اشتاقت الملائك زارته * فناهيك زايرا و مزورا
38 - و أبوهم أحيا لميت بصرصر * بعد ما كان فى الثرى مقبورا
39 - و أبوهم قال النبىّ له قولا * بليغا مكرّرا تكريرا
40 - : أنت خدنى و صاحبى و وزيرى * بعد موتى أكرم بذاك وزيرا
36 - خداى را فرشتهاى است مقرب به صورت على بر فراز كيهان .
37 - فرشتگان كه شوق لقايش دارند به زيارت شتابند ، بهبه از زائر و ميزبان .
38 - همانكه در « صرصر « 1 » » مردهاى را زنده ساخت ، از گورش برآمد لبيكزنان .
39 - آن على كه پيامبر خدا ، مكرر در مكررش فرمود : با بانگ بلند :
40 - « توئى رفيق من ! دمساز من ! وزير و خليفهى من ، وه چه وزيرى خردمند !
41 - أنت منى كمثل هرون من موسى * و لم أبتغى سواه ظهيرا
42 - و أبوهم أودى بعمرو بن ودّ * حين لا قاه في العجاج أسيرا
43 - و أبوهم لباب خيبر أضحى * قالعا ليس عاجزا بل جسورا
44 - حامل الراية التى ردّها بالأمس * من لم يزل جبانا فرورا
45 - خصّه ذو العلا بفاطمة عرسا * ثمّ أعطاه شبّرا و شبيرا
41 - تويى جايگزين من همچو هارون جايگزين موسى . ازاينرو پشتيبان ديگر نخواهم . »
42 - همان كه در پهنهى ميدان « عمرو بن عبدود » را بر خاك هلاك افكند .
43 - و در خيبر با دليرى و جسارت از جاى بركند .
44 - فاتحانه پرچم را بر دوش كشيد كه روز قبل به دست مردى زبون و ترسو نگون گشت .
45 - آنكه به فرمان حق جفت فاطمه شد و ديدگانش با ميلاد شبّر و شبير روشن گشت .
46 - و هم باب ذى الجلال على آدم * فارتدّ ذنبه مغفورا
هامش
( 1 ) - صرصر : نزديك تيسفون .