قصيده ديگرى نيز در سوگ سيد الشهداء ( ع ) دارد و از حديث غدير هم ياد مىكند :
1 - حىّ قبرا بكربلا مستنيرا * ضمّ كنز التّقى و علما خطيرا
2 - و أقم مأتم الشهيد و أذرف * منك دمعا في الوجنتين غزيرا
3 - و التثم تربة الحسين بشجو * و أطل بعد لثمك التعفيرا
4 - ثمّ قل : يا ضريح مولاى سقّي * ت من الغيث هاميا جمهريرا
5 - ته على ساير القبور فقد أص * بحت بالتّيه و الفخار جديرا
1 - سلام بر آن بارگاهى كه در كربلا مىدرخشد ، و گنج پارسايى و جهان دانش در خود نهفته دارد .
2 - محفل ماتم به پا كن و سيلاب اشك فرو ريز !
3 - تربت پاكش با سوز دل ببوس و گونهها بر خاك درش نه .
4 - بگو ! اى آرامگاه قدس كه پيكر سرورم در بر تو است ، سيراب باشى سيراب .
5 - بناز بر تربت دگران كه سزاوار هرگونه افتخار و نازى .
6 - فيك ريحانة النبىّ و من حلّ * من المصطفى محلّا أثيرا
7 - فيك يا قبر كلّ حلم و علم * و حقيق بأن تكون فخورا
8 - فيك من هدّقتله عمد الدين * و قد كان بالهدى معمورا
9 - فيك من كان جبرئيل يناغيه * و ميكال بالحباء صغيرا
10 - فيك من لاذ فطرس فترقّى * بجناحى رضى و كان حسيرا
6 - گل بوستان پيامبر در تو آرام گرفته : آنكه در قلب و ديده مصطفى جاى داشت .
7 - كوه وقار و درياى دانش در تو جا ساخته ، آرى سرفرازى و باليدن سزاوار توست .
8 - پيكرى در تو نهان است كه با فروافتادنش اركان دين فرو ريخت ، با آنكه استوار بود .
9 - آنكه جبرئيلش با سرود شادى گهواره جنبان بود ، و ميكال با تحفه و ارمغان به درگاه .
10 - آنكه فطرس ملك به آستان همايون پناه جست و به آسمان نيلگون پر كشيد .
11 - يوم سارت إليه جيش ابن هند * لذحول أمست تحلّ الصدورا
12 - آه وا حسرتي له و هو بالسيف * نحير أفديت ذاك النّحيرا
13 - آه إذ ظلّ طرفه يرمق الفسطاط * خوفا على النساء غيورا
14 - آه إذ أقبل الجواد على النسوان * ينعاه بالصهيل عفيرا
15 - فتبادرن بالعويل و هتكن * الأقراط بارزات الشعورا
11 - آن روز كه سپاه « پسر هند » به سويش شتافت تا كينه دل باز جويد .
12 - آه ، خداوندا ! با شمشير گلويش شكافتند ، جانم فدايش باد .
13 - با اندوهى جانكاه به خيمهى زنان چشم دوخته از غيرت دل خون مىخورد .
14 - آن هنگام كه سمندش با زين باژگون و غرقه در خون شيههكشان جانب خيمهها گرفت .
15 - پردگيان مو پريشان و مويهكنان فرياد نوحه و زارى سر كردند .