پى ايشان برويد ؛ پس عباس را به خدمت آن حضرت آوردند حضرت فرمود كه : خود را وپسرهاى برادران خود را فدا بده ، عباس گفت : بروم واز قريش گدائى كنم ؟ فرمود : از آن مال بده كه نزد أم الفضل گذاشتى وگفتى كه : اگر مرا عارضهاى رو دهد در اين سفر اين را صرف خود وفرزندان خود كن ، عباس گفت : اى پسر برادر ! كي اين خبر را به تو داد ؟
فرمود كه : جبرئيل از جانب خدا خبر آورد ، وگفت : بخدا سوگند كه كسى اين را ندانست وگواهى مىدهم كه تو پيغمبر خدائى . پس أسيران همه كافر به مكة برگشتند بغير عباس وعقيل ونوفل كه ايشان مسلمان شدند وخدا اين آية را در شأن ايشان فرستاد « 1 » .
برگشتيم به روايت علي بن إبراهيم : پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به عقيل گفت كه : خدا كشت أبو جهل وعتبه وشيبه ومنبه ونبيه ونوفل را وأسير شد سهيل بن عمرو ونضر بن حارث وعقبة بن أبي معيط وفلان وفلان « 2 » ؛ عقيل گفت : بعد از اين در مكة كسى با تو منازعه نمىتواند كرد ، اگر خوب مجروح كردهاى وكشتهاى ايشان را خوب واگر قوتى در ايشان مانده است تعاقب كن ايشان را ؛ حضرت از سخن أو متبسم گرديد .
وكشتگان بدر هفتاد نفر بودند وأسيران نيز هفتاد نفر بودند وأمير المؤمنين عليه السّلام از ايشان بيست وهفت نفر را خود تنها كشته بود واحدى از مسلمانان أسير كافران نشده بودند پس أسيران را به ريسمانها بستند وپياده مىكشيدند . واز أصحاب حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نه نفر شهيد شدند كه يكى از ايشان سعد بن خيثمة « 3 » بود كه يكى از نقبا بود ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بار كرد ونزد غروب آفتاب در اثيل فرود آمدند كه در دو فرسخى بدر واقع است ، ودر راه آن حضرت نظري كرد بسوى عقبة بن أبي معيط ونضر بن حارث كه هر دو را به يك ريسمان بسته بودند ، پس نضر به عقبه گفت كه : اى عقبه ! من وتو هر دو كشته خواهيم شد ، عقبه گفت : در ميان همهء قريش من وتو را خواهند كشت ؟
هامش
( 1 ) . كافى 8 / 202 ، ودر آن عبارت « وأبو البختري قبول نكرد كه أسير شود وكشته شد » ذكر نشده است ، ولى دربارهء اين معنى رجوع شود به مغازى 1 / 80 وسيرهء ابن هشام 2 / 629 .
( 2 ) . نام كشتگان وأسيران در مصدر با تفاوتهايى ذكر شده است .
( 3 ) . در مصدر « خثيمه » ذكر شده است .