تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1770

مساهمون:

ص١٧٧٠
وشيخ طوسي به سند معتبر از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود : رفتم به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در وقتي كه بيمار بود ، ديدم كه سر آن حضرت در دامن كسى است كه از أو خوش‌روتر نديده بودم كسى را وحضرت رسول در خواب بود ، چون داخل شدم آن مرد گفت : بيا وسر پسر عمّ خود را بگير كه تو سزاوارترى به أو از من ، چون من نزديك رفتم آن مرد برخاست وسر آن سرور را در دامان من گذاشت ، چون ساعتي نشستم حضرت بيدار شد وفرمود : كجا رفت آن مردى كه سر من در دامن أو بود ؟ من آنچه گذشته بود عرض كردم ، حضرت فرمود : آن مرد را شناختى ؟ عرض كردم : نه پدر ومادرم فداى تو باد ، فرمود : أو جبرئيل بود وچون آزار من عظيم بود با من سخن مىگفت تا آنكه درد من سبك شد ومشغول سخن أو گرديدم وبه خواب رفتم « 1 » . وابن بابويه روايت كرده است كه عبد اللّه بن مسعود گفت : از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم پرسيدم : كي تو را غسل خواهد داد چون وفات يأبى ؟ فرمود : هر پيغمبرى را وصىّ أو غسل مىدهد ؛ گفتم : وصىّ تو كيست يا رسول اللّه ؟ فرمود : علي بن أبي طالب ؛ پرسيدم : چند سال بعد از تو زندگانى خواهد كرد ؟ فرمود : سى سال چنانكه يوشع بن نون وصىّ موسى بعد از موسى سى سال زندگانى كرد وصفراء دختر شعيب كه زوجهء حضرت موسى بود بر أو خروج كرد وگفت : من سزاوارترم به خلافت موسى از تو ويوشع با أو مقاتله كرد ولشكر أو را كشت وأو را أسير كرد وبعد از أسير كردن أو را گرامى داشت ، بدرستى كه دختر أبو بكر بر على خروج خواهد كرد با چندين هزار نامرد از امّت من وعلى أكثر مردان لشكر أو را خواهد كشت وأو را أسير خواهد كرد وبعد از أسير كردن با أو احسان خواهد كرد « 2 » . وكلينى وصفار وشيخ طوسي وابن بابويه وقطب راوندى وديگران به سندهاى بسيار
هامش
( 1 ) . امالى شيخ طوسي 385 . ونيز رجوع شود به مناقب ابن شهرآشوب 2 / 270 . ( 2 ) . كمال الدين وتمام النعمة 27 .