مرگهاى مردم را وبلاهاى ايشان را وحكمهاى حقّى كه در ميان مردم بايد كرد « 1 » .
وصفار به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در مرض خود نماز صبح را در مسجد ادا نمود وپيراهن سياهى پوشيده بود پس خطبهاى خواند براي مردم ودر آن خطبه مردم را امر ونهى كرد وموعظه فرمود وآخرت را به ياد ايشان آورد ، پس براي تنبيه مردم فرمود : اى فاطمه ! عمل كن وطاعت خدا بجا آور كه بدون عمل من فايده به تو نمىتوانم بخشيد .
چون مردم خطبهء حضرت را شنيدند شاد شدند وبه ديدن آن حضرت مسرور گرديدند وزنان آن حضرت شاد شدند كه آن حضرت شفا يافته است وگيسوهاى خود را شانه كردند وسرمه در ديدههاى خود كشيدند ، پس در همان روز حضرت از دنيا مفارقت نمود .
راوي پرسيد كه : پس در چه وقت بود آنكه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم هزار باب از علم تعليم حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام نمود ؟
حضرت فرمود : آن پيش از اين روز بود « 2 » .
وشيخ مفيد به سند معتبر از عبد اللّه بن عباس روايت كرده است كه : علي بن أبي طالب وعباس وفضل بن عباس بر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم داخل شدند در مرضى كه در آن از دنيا مفارقت نمود وگفتند : يا رسول اللّه ! مردان وزنان أنصار در مسجد حاضر شدهاند وهمه بر تو مىگريند ، حضرت فرمود : چرا مىگريند ؟ گفتند : مىترسند كه تو در اين مرض از ايشان مفارقت نمائى ، حضرت فرمود : دست مرا بگيريد ؛ پس بيرون آمد وچادرى بر خود پوشيده وعصابهاى بر سر بسته بود ، پس بر منبر نشست وحمد وثناى حق تعالى ادا كرد وفرمود : اما بعد أيها الناس ! چه انكار مىكنيد مردن پيغمبر خود را ! من مكرر خبر مرگ خود را به شما دادم وخبر مرگ شما را به شما گفتم ، اگر پيش از من پيغمبرى هميشه در دنيا مىماند هرآينه من هميشه در ميان شما مىماندم ، بدانيد كه من مىروم بسوى
هامش
( 1 ) . خصال 643 و 646 ؛ بصائر الدرجات 305 ؛ اختصاص 283 .
( 2 ) . بصائر الدرجات 304 .