براي تقيه به اين عبارت از أو تعبير نمودهاند .
وأيضا در كتاب اختصاص به سند معتبر روايت كرده است كه : روزى سلمان فارسي داخل مجلس پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم شد پس صحابه أو را تعظيم كردند وأو را بر خود مقدم داشتند ودر صدر مجلس أو را جا دادند براي عظيم شمردن حق أو وتعظيم پيرى أو وبراي اختصاصى كه أو را بود به حضرت رسول وآل آن حضرت ، پس عمر داخل شد وديد كه أو را در صدر مجلس نشانيدهاند ، گفت : كيست اين عجمي كه در صدر مجلس نشسته است در ميان عربان ؟ پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بر منبر بالا رفت وخطبهاى خواند وفرمود :
بدرستى كه همهء مردم از زمان آدم تا اين زمان مانند دندانهاى شانهاند وفضيلتى نيست عربى را بر عجمي ونه سرخى را بر سياهى مگر به تقوى وپرهيزكارى ، سلمان دريائى است كه آخر نمىشود وگنجى است كه منتهى نمىشود ، سلمان از ما أهل بيت است ، سلمان عطا مىكند حكمت را وبرهانهاى حق را ظاهر مىگرداند « 1 » .
وأيضا در كتاب اختصاص روايت كرده است كه : روزى در خدمت حضرت صادق عليه السّلام نام سلمان وجعفر طيار مذكور شد وحضرت تكيه فرموده بودند پس بعضي جعفر را بر سلمان تفضيل دادند ، وأبو بصير در آن مجلس حاضر بود پس گفت : سلمان گبرى بود ومسلمان شد ، حضرت صادق عليه السّلام درست نشست غضبناك وفرمود : اى أبو بصير ! حق تعالى سلمان را علوي كرد بعد از آنكه مجوسي بود وآن را قرشي گردانيد بعد از آنكه فارسي بود پس صلوات خدا بر سلمان باد ، وبدرستى كه جعفر را رتبهء عظيمى نزد حق تعالى هست وبا ملائكة در بهشت پرواز مىكند « 2 » .
وابن بابويه به سند معتبر روايت كرده است كه : روزى سلمان در ميان جماعتى نشسته بود وحضرت أمير المؤمنين عليه السّلام بر ايشان گذشت وبر استر رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم سوار بود ، پس سلمان به آن جماعت گفت : چرا برنمىخيزيد كه چنگ در دامان أو بزنيد ومسائل
هامش
( 1 ) . اختصاص 341 .
( 2 ) . اختصاص 341 .