ورسول خدا أو را در زمين دوست مىدارد ، اى اعرابى ! آيا دور مىكنى مردى را كه جبرئيل نيامده است پيش من هيچ مرتبه مگر آنكه مرا امر كرده است از جانب پروردگار من كه أو را سلام برسانم ؟ ! اى اعرابى ! بدرستى كه سلمان از من است هركه أو را جفا كند مرا جفا كرده است وهر كه أو را آزار كند مرا آزار كرده وهر كه أو را دور گرداند مرا دور گردانيده است وهر كه أو را نزديك گرداند مرا نزديك گردانيده ، اى اعرابى ! غلط مكن در باب سلمان بدرستى كه حق تعالى مرا امر كرده است كه مطلع گردانم أو را بر مرگهاى مردم وبلاهائى كه به ايشان مىرسد ونسبهاى مردم وسخنانى كه جدا كنندهء حق است از باطل .
اعرابى گفت : يا رسول اللّه ! من گمان نداشتم كه اعمال سلمان به اين مرتبه رسيده است ، آيا أو مجوسي نبود كه مسلمان شد ؟
حضرت فرمود : اى اعرابى ! من از حق تعالى فضيلت سلمان را براي تو نقل مىكنم وتو در برابر مىگوئى كه سلمان مجوسي بوده است ؟ ! بدرستى كه سلمان مجوسي نبود وليكن شرك را ظاهر مىكرد براي تقيه وايمان را پنهان مىكرد ، اى اعرابى ! مگر نشنيدهاى حق تعالى مىفرمايد
فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
« 1 » يعنى : « پس نه بحقّ پروردگار تو ايمان نمىآورند ايشان تا حكم گردانند تو را در هر منازعهاى كه ميان ايشان واقع شود پس نيابند در نفسهاى خود تنگى وحرجى از آنچه تو حكم كنى در ميان ايشان وانقياد كنند انقيادكردنى » آيا نشنيدهاى كه حق تعالى مىفرمايد كه : « آنچه عطا كند به شما رسول أو پس بگيريد آن را وآنچه شما را از آن نهى فرموده است ترك كنيد » « 2 » ، اى اعرابى ! بگير آنچه به تو عطا مىكنم واز جملهء شكر كنندگان باش وانكار مكن گفتهء مرا كه مستحق عذاب الهى گردى وانقياد كن گفتهء رسول خدا را تا از ايمنان گردى « 3 » .
مؤلف گويد كه : دور نيست كه مراد از اعرابى عمر باشد چنانكه در بسيارى از أحاديث
هامش
( 1 ) . سورهء نساء : 65 .
( 2 ) . اشاره به آيهء 7 سورهء حشر .
( 3 ) . اختصاص 221 - 222 ، وسند روايت در آن از خود اصبغ بن نباته مىباشد .