تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1666

مساهمون:

ص١٦٦٦
ونمك وآنچه را من احصا نمىتوانم كرد زيادة از آن است كه گفتم از كاركنان در اين نان ، پس چگونه مىتوانى به شكر اين نعمت قيام نمائى ؟ پس أبو ذر گفت : توبه مىكنم بسوى خدا وطلب آمرزش مىكنم از أو از آنچه كردم ، وبسوى تو عذر مىطلبم از آنچه تو نخواستى . وفرمود : روزى ديگر سلمان أبو ذر را طلبيد واز هميان خود چند پاره نان خشكى بيرون آورد وآن نانها را تر كرد از مطهره‌اى كه داشت ونزد أبو ذر گذاشت ، پس أبو ذر گفت : چه نيكو است اين نان ، كاش نمكى با آن مىبود . سلمان برخاست وبيرون رفت ومطهرهء خود را گرو گذاشت ونمكى گرفت وبراي أبو ذر آورد ، پس شروع كرد أبو ذر وآن نان را مىخورد ونمك بر آن مىپاشيد ومىگفت : حمد مىكنم خداوندى را كه روزى كرده است ما را چنين قناعتي . سلمان گفت : اگر قناعت مىداشتى مطهرهء من به گرو نمىرفت « 1 » . ودر بصائر الدرجات به سند معتبر از فضل بن عيسى روايت كرده است كه گفت : من وپدرم به خدمت حضرت صادق عليه السّلام رفتيم پس پدرم به خدمت آن حضرت عرض كرد : آيا راست است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : سلمان از ما أهل بيت است ؟ فرمود : بلى . پدرم گفت : آيا از فرزندان عبد المطلب است ؟ حضرت فرمود : از ما أهل بيت است . باز فرمود : از فرزندان أبو طالب است ؟ حضرت فرمود : از ما أهل بيت است . پدرم گفت : من نمىفهمم اين را ، حضرت فرمود : چنين بدان كه از ما أهل بيت است ، پس اشاره فرمود به سينهء خود وفرمود : چنان نيست كه تو فهميدى ، بدرستى كه حق تعالى طينت ما را از علّيّين خلق كرد وطينت شيعيان ما را از يك مرتبه پست‌تر از آن خلق كرد ، پس ايشان از مايند ؛ وطينت دشمنان ما را از سجّين خلق كرد وطينت دوستان ايشان را يك مرتبه پست‌تر از آن خلق كرد ، پس آنها از ايشانند ؛ وسلمان بهتر است از لقمان « 2 » .
هامش
( 1 ) . عيون أخبار الرضا 2 / 52 . ( 2 ) . بصائر الدرجات 17 .