تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1592

مساهمون:

ص١٥٩٢
وأيضا به سند حسن از آن حضرت روايت كرده است كه عرب در جاهليت دو فرقه بودند : حل وحمس ، قريش را حمس مىگفتند وساير عرب را حل مىگفتند وهر يك از حل مىبايست كه مصاحبى از حمس داشته باشد كه در حرم ساكن باشد ، واگر كسى از عرب مىآمد به مكة كه مصاحبى از أهل مكة نداشت نمىگذاشتند كه بر دور خانهء كعبه طواف كند مگر عريان ، زيرا كه مىگفتند كه جامه‌هاى ايشان جامه‌هايى است كه در آن گناهان كرده‌اند وبا آن جامه‌ها نمىبايد كه دور كعبه طواف كند ، واگر مصاحبى از أهل حرم داشتند جامهء خود را مىانداختند ودر جامهء مصاحب خود طواف مىكردند . ورسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مصاحب عياض بن حماز مجاشعى بود وعياض مردى بود عظيم الشأن در ميان قوم خود وقاضى أهل عكاظ بود در جاهليت ، پس چون عياض داخل مكة مىشد جامه‌هاى گناهان خود را مىانداخت وجامه‌هاى طاهر رسول خدا را مىپوشيد ودر آنها طواف مىكرد ، وچون از طواف فارغ مىشد به حضرت پس مىداد . چون حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مبعوث گرديد عياض هديه‌اى از براي آن حضرت آورد ورسول خدا قبول نكرد وفرمود : اگر مسلمان شوى هديهء تو را قبول مىكنم زيرا كه حق تعالى براي من نخواسته است عطاى مشركان را ، پس بعد از آن عياض مسلمان شد واسلامش نيكو شد وهديه‌اى از براي حضرت آورد ورسول خدا هديه‌اش را قبول كرد « 1 » .
هامش
( 1 ) . كافى 5 / 142 .