تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1590

مساهمون:

ص١٥٩٠

فصل در بيان أحوال صديقي كه حضرت پيش از بعثت داشته است

كلينى وحميرى به سندهاى معتبر از حضرت امام محمد باقر وامام جعفر صادق عليهما السّلام روايت كرده‌اند كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم پيش از بعثت نزد مردى فرود آمد وآن مرد آن حضرت را گرامى داشت ، پس چون حضرت مبعوث به رسالت گرديد به آن مرد گفتند كه : مىدانى كيست اين پيغمبر كه مبعوث گرديده است ؟ گفت : نه ، گفتند : آن مردى است كه در فلان روز نزد تو فرود آمد وتو أو را گرامى مىداشتى . پس آن مرد به خدمت حضرت روانه شد ، وچون سعادت ملاقاة حضرت را دريافت گفت : يا رسول اللّه ! مرا مىشناسى ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم گفت : تو كيستى ؟ گفت : منم آن كه در فلان روز نزد من فرود آمدى در فلان موضع وفلان وفلان طعام از براي تو آوردم . حضرت فرمود : مرحبا خوش آمدى ، هر چه خواهى از من سؤال كن . گفت : صد گوسفند مىخواهم با شبانان آنها « 1 » . حضرت ساعتي سر به زير افكند پس فرمود آنها را به أو دادند وبه صحابه گفت : چه مانع شد اين مرد را كه سؤال كند مانند سؤال پير زال بني إسرائيل ؟
هامش
( 1 ) . در كافى « دويست » ودر قرب الإسناد « هشتاد » ذكر شده است .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1590 | العلامة المجلسي