پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم زياد را طلبيد وسخن جويبر را به أو رسانيد ، پس زياد وأهل أو شاد شدند ، وجويبر وفا كرد به وعدهء خشنودى كه ايشان را داده بود ، پس بعد از آن حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم متوجه يكى از غزوات گرديد وجويبر در آن غزوه در خدمت آن حضرت بود ، پس در آن جنگ به درجهء شهادت فائز گرديد وبه رحمت حق تعالى واصل شد وبه عوض دلفاء معانقهء حور را اختيار نمود وبدل خانهء زياد نعمت ابد الآباد را گزيد .
پس حضرت امام محمد باقر عليه السّلام فرمود كه : بعد از جويبر هيچ زن بىشوهر رواتر نبود از زن جويبر ، يعنى شوهرى جويبر باعث نقص آن زن نگرديد بلكه طلبكاران أو بيشتر وعزت أو در ميان قومش فزونتر شد « 1 » .
وأيضا به سند صحيح از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : در زمان حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مرد مؤمن فقيرى بود از أهل صفّه كه در همهء أوقات صلاة ملازم رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بود ودر وقت هيچ نماز غايب نبود ، وآن حضرت پيوسته بر أو رقت مىنمود به سبب پريشانى وغربت أو ومىفرمود كه : اى سعد ! اگر چيزى براي من بيايد تو را غنى مىگردانم ، پس دير شد آمدن مالي از براي رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم واندوه حضرت شديد شد براي أو پس حق تعالى مطلع شد بر غمى كه آن حضرت را عارض شد به سبب سعد ، پس جبرئيل بر آن حضرت نازل شد ودو درهم آورد وگفت : يا محمد ! حق تعالى دانست كه تو از براي تنگى أحوال سعد بسيار غمگين گرديدهاى ، آيا مىخواهى كه أو را بىنياز گردانى ؟
حضرت فرمود : بلى .
پس جبرئيل گفت كه : بگير اين دو درهم را وعطا كن به سعد وامر كن أو را كه تجارت كند با اين دو درهم .
پس حضرت دو درهم را گرفت وچون براي نماز ظهر بيرون آمد سعد را ديد كه بر در
هامش
( 1 ) . كافى 5 / 340 .