تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1475

مساهمون:

ص١٤٧٥
مىگذراند ومطلقا با أو سخن نگفته ونزديك أو نرفته تا اين هنگام كه به خدمت تو آمدم وهمچنين گمان مىبرم كه أو ارادهء زنان ندارد ، پس فكرى در باب ما بكن . چون زياد برگشت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم جويبر را طلبيد وفرمود كه : آيا نزديكى با زنان نمىتوانى كرد ؟ جويبر گفت : مگر من مرد نيستم ! بلكه يا رسول اللّه من بسيار خواهش زنان دارم وبسى حريصم در مقاربت ايشان . حضرت فرمود كه : خبر دادند مرا به خلاف آنچه تو خود را به آن وصف مىنمايى ، ومذكور ساختند كه براي تو خانه‌اى وفرشى ومتاعي مهيا كرده‌اند ، وداخل كرده‌اند در آن خانه براي تو دختر خوش‌رويى وخوشبويى را وتو داخل آن خانه شده‌اى غمگين ونظر بسوى آن دختر نكرده‌اى وبا أو سخن نگفته‌اى ونزديك أو نرفته‌اى ، پس اگر ميل به زنان دارى تو را چه باعث شده بر اين ؟ جويبر گفت : يا رسول اللّه ! مرا به خانهء گشاده‌اى درآوردند ودر آنجا متاعهاى نيكو وفرشهاى زيبا ديدم ودختر جوان نيكو روى خوشبويى را به نظر درآوردم ، پس در آن وقت به ياد آوردم حال سابق خود را كه غريب بودم وپريشان ومحتاج بودم وكسى به حالم نمىپرداخت وبا غريبان ومسكينان بسر مىبردم ، پس چون ديدم كه حق تعالى مرا به چنين كرامتي سرافراز گردانيده ومرا از آن حال به اين مقام رسانيده خواستم كه أو را شكر كنم بر اين نعمتها كه مرا عطا كرده وتقرب جويم به درگاه أو به شكر نعمت أو ، پس در كنار خانه ايستادم وپيوسته مشغول تلاوت وعبادت وركوع وسجود وشكر منعم معبود بودم تا نداى صبح شنيدم وبيرون آمدم وآن روز را قصد روزه كردم وسه شبانه روز بر اين منوال گذرانيدم ، ومن اين شكر را كم مىشمارم در جنب آن نعمتي كه حق تعالى مرا كرامت كرده وليكن امشب آن دختر وقوم أو را راضى وخشنود خواهم گردانيد ان شاء اللّه تعالى .