بود ] « 1 » وقيس بن عاصم در جانب ديگر نماز مىكرد ومشغول تلاوت قرآن بود .
پس بيرون آمدند در شب بسيار تاريك وما را تير باران كردند ، وچون شهر ايشان بود به راهها وطرق آن عارف بودند وما با آنها نابلد بوديم ، پس بسيار ترسيديم وبا خود گفتيم : به مهلكه افتاديم ودر اين شب تار نمىتوانيم از تير دشمنان كناره كردن زيرا كه ما تير ايشان را نمىبينيم .
ناگاه ديديم روشنايى عظيم از دهان قيس بن عاصم ساطع شد مانند آتشى كه افروخته باشند ، وروشنايى ديگر ديديم كه ساطع شد از دهان قتادة بن النعمان مانند روشنايى زهره ومشترى ، وروشنايى ديگر از دهان عبد اللّه بن رواحه ساطع شد مانند شعاع ماه در شب تار ، وأيضا نوري ساطع گرديد از دهان زيد بن حارثه روشنتر از آفتاب تابان ؛ پس اين نورها لشكرگاه ما را چنان روشن كرد كه از روز روشنتر گرديد ودشمنان ما در تاريكى عظيمى بودند پس ما ايشان را مىديديم وايشان ما را نمىديدند ، پس زيد ما را پراكنده كرد بر أطراف ايشان تا آنكه برگرد ايشان برآمديم وما ايشان را مىديديم وايشان ما را نمىديدند وما بمنزلهء بينايان بوديم وايشان بمنزلهء كوران ، پس شمشيرها كشيديم ودر ميان ايشان افتاديم وبعضي را كشتيم وگروهى را مجروح گردانيديم وباقي را أسير كرديم وداخل شهر ايشان شديم وزنان وفرزندان ايشان را أسير كرديم وأموال واسبان ايشان را متصرف شديم ، واينك زنان وفرزندان ايشان را به خدمت تو آوردهايم وهيچ امرى عجبتر نديده بوديم از نورهايى كه از دهان اين جماعت ساطع گرديد كه آن نور تاريكى گرديد بر دشمنان ما تا اينكه ما توانستيم ايشان را به قتل آورد .
پس حضرت فرمود : بگوييد « الحمد للّه ربّ العالمين » وشكر كنيد خدا را بر آنكه شما را تفضيل داد به سبب ماه شعبان . وجنگ ايشان در شب أول ماه شعبان بود در هنگامى كه ماه رجب كه از ماههاى حرام است وقتال در آن جائز نيست بيرون رفته بود واين نورها
هامش
( 1 ) . عبارات داخل كروشه از متن عربى روايت اضافه شدند .