تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1393

مساهمون:

ص١٣٩٣
حضرت را شكستند ومتابعت گوسالهء سامرى اين أمت كه أبو بكر وعمر بودند كردند ، سنتي بود موافق سنت گذشته ومثلي بود موافق مثل أمم سابق . وچون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روانهء حج شد از كثرت هجوم مردم تلبيه متصل شد در ميان مكة ومدينه ، پس چون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در عرفات وقوف نمود جبرئيل از جانب حق تعالى به نزد آن حضرت آمد وگفت : يا محمد ! خداوند عالميان تو را سلام مىرساند ومىفرمايد كه اجل تو نزديك گرديده است ومدت عمر تو به آخر رسيده است ومن تو را مىطلبم بسوى آنچه چاره‌اى از آن ندارى واز آن گريزگاهى نمىباشد - يعنى مرگ - پس عهد خود را درست كن ووصيت خود را پيش انداز ومتوجه شو بسوى آنچه نزد توست از علومى كه من بسوى تو فرستاده‌ام وعلوم پيغمبران گذشته كه به تو ميراث داده‌ام وسلاح وتابوت وجميع آنچه نزد توست از معجزات وعلامات پيغمبران عليهم السّلام ، وهمه را تسليم نما به وصىّ خود وخليفهء خود كه حجت بالغهء من است بر خلق من علي بن أبي طالب ، پس أو را علمي ونشانه‌گردان در ميان مردم كه به أو راه هدايت را بيابند ، وتازه گردان عهد أو وميثاق أو وبيعت أو را بر مردم ، وبه ياد ايشان بياور آنچه من بر ايشان گرفته‌ام از بيعت خود وميثاق وپيمانهائى كه بر ايشان محكم گردانيده‌ام وعهدي كه بسوى ايشان فرستاده‌ام پيشتر از ولايت وامامت ولىّ من ومولاي ايشان ومولاي هر مرد مؤمن وزن مؤمنه كه علي بن أبي طالب است زيرا كه من قبض نكرده‌ام روح پيغمبرى از پيغمبران خود را مگر بعد از آنكه دين خود را كامل گردانيدم ونعمت خود را تمام ساختم به ولايت دوستان خود ودشمنى دشمنان خود ، واين تمام يگانه‌پرستى من ودين من است وتمام شدن نعمت من بر خلق من به متابعت ولىّ من است وأطاعت كردن أو ، واين به سبب آن است كه من نمىگذارم هرگز زمين خود را بدون قيّمى تا آنكه حجت من باشد بر خلق من ، پس امروز كامل گردانيدم از براي شما دين شما را وتمام كردم بر شما نعمت خود را وپسنديدم براي شما دين اسلام را به ولايت ولىّ خود مولاي هر مؤمن ومؤمنه كه أو علي بن أبي طالب است بندهء من ووصىّ پيغمبر من وخليفهء من بعد از أو وحجت كاملهء من بر خلق من ، مقرون است طاعت أو به طاعت محمد پيغمبر من ومقرون است طاعت محمد به