تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1359

مساهمون:

ص١٣٥٩

فصل دوم در بيان فرستادن حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام بسوى يمن

شيخ مفيد وشيخ طبرسى وديگران روايت كرده‌اند كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خالد بن الوليد را فرستاد بسوى أهل يمن كه ايشان را بسوى اسلام دعوت نمايد وبا أو جماعتى از مسلمانان را فرستاد كه در ميان ايشان بود براء بن عازب ، پس خالد شش ماه در آنجا ماند واحدى أجابت أو ننمود ، وحضرت از اين خبر بسيار غمگين شد پس حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام را طلبيد وفرمود : برو به جانب يمن وخالد را با لشكرش برگردان ؛ وفرمود : اگر آن جماعتى كه با خالد همراهند كسى خواهد كه در خدمت تو باشد مضايقه مكن . براء بن عازب گفت : من در خدمت حضرت ماندم ، وچون رسيديم به أوايل أهل يمن وخبر ما به ايشان رسيد ايشان جمع شدند وحضرت نماز صبح را با ما ادا نمود پس در پيش ما ايستاد ومتوجه آن جماعت گرديد وحمد وثناى الهى ادا نمود ونامهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را بر ايشان خواند ، چون قبيلهء همدان سخنان معجز نشان آن حضرت را شنيدند همه مسلمان شدند در يك روز وحضرت اسلام ايشان را به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نوشت ؛ چون حضرت نامه را خواند بسيار خوش‌حال شد واظهار شادى نمود وبه سجده درآمد وشكر الهى بجا آورد ، پس سر از سجده برداشت ونشست وفرمود : سلام الهى بر قبيلهء همدان باد .