تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1362

مساهمون:

ص١٣٦٢
شك نكردم در حكمي كه ميان دو كس كردم « 1 » . قطب راوندى وغير أو به سندهاى معتبر روايت كرده‌اند كه : چون حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام به يمن رفت ، أسب مردى رها شد ولگد زد بر مردى وأو را كشت ووارثان مقتول صاحب أسب را گرفتند وبه خدمت حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام آوردند ودعوى خون بر أو كردند ، وصاحب أسب گواه گذرانيد كه أسب بىتقصير أو رها شده وبيرون آمده است ، حضرت أمير ديهء أو را بر آن شخص لازم نگردانيد . پس اولياى آن مرد كشته شده به نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمدند از يمن وشكايت أمير المؤمنين عليه السّلام را كردند كه : در اين حكم بر ما جور كرده است وخون كشته‌شدهء ما را ضايع كرده است ؛ رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : علي بن أبي طالب ظلم‌كننده نيست واز براي ستم خلق نشده است وولايت وامامت بعد از من از على است وحكم ، حكم اوست وگفته ، گفتهء اوست ، رد نمىكند حكم أو را وگفتهء أو را وامامت أو را مگر كافرى ، وراضى نمىشود به حكم أو وامامت أو مگر مؤمني . چون أهل يمن اين سخنان را شنيدند گفتند : راضى شديم به حكم حضرت أمير وقول أو . پس رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : اين توبهء شماست از آنچه گفتيد « 2 » . وكلينى به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت كرده است كه : حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام چون از يمن مراجعت نمود چهار أسب به هديه از براي رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آورد ، حضرت فرمود : صفت اسبان را از براي من بيان كن . حضرت أمير عليه السّلام فرمود : به رنگهاى مختلفند . رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : در ميان آنها اسبى هست كه سفيدى داشته باشد ؟ فرمود : بلى ، أسب سرخى هست كه سفيدى دارد .
هامش
( 1 ) . إعلام الورى 130 ؛ طبقات ابن سعد 2 / 257 . ونيز رجوع شود به مستدرك حاكم 3 / 146 وتاريخ بغداد 12 / 444 وأسد الغابة 4 / 95 وتذكرة الخواص 44 وتاريخ الخلفاء 170 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 286 ؛ امالى شيخ صدوق 285 .