وتو امام اوئى وميراث أو از توست اگر وارثى نداشته باشد ، واگر جنايتي كند بر توست « 1 » .
ودر كتاب بصائر الدرجات به سند معتبر از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مرا طلبيد كه بسوى يمن بفرستد تا اصلاح كنم ميان ايشان ، پس گفتم : يا رسول اللّه ! ايشان جماعت بسيارند ومن جوان خرد سالم ، حضرت فرمود : يا علي ! چون به بالاى گردنگاه « أفيق » برسى به صداى بلند ندا كن : اى درختان واى سنگها واى زمينها ! رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم شما را سلام مىرساند .
حضرت أمير عليه السّلام فرمود : چون روانه شدم وبر بالاى عقبهء « أفيق » برآمدم وبر شهر يمن مشرف گرديدم ديدم أهل يمن همه بسوى من رو آوردند ونيزههاى خود را راست كرده بودند وكمانهاى خود را حمايل كرده بودند وشمشيرها از غلاف كشيده بودند وبه قصد هلاك من مىآمدند ، پس به آواز بلند آنچه حضرت فرموده بود گفتم ، پس نماند هيچ درختى وسنگى وكلوخى وقطعهء زمينى مگر آنكه به لرزه در آمدند وهمه به يك آواز گفتند كه : بر محمد رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم باد سلام وبر تو باد سلام .
چون أهل يمن اين حالت را مشاهده نمودند پاها وزانوهاى ايشان بلرزيد وحربهها از دستهاى ايشان بر زمين افتاد وبه سرعت به قدم أطاعت بسوى من متوجه شدند ، پس اصلاح كردم ميان ايشان وبرگشتم « 2 » .
وشيخ طبرسى به سند معتبر از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مرا به يمن فرستاد به حضرت عرض كردم كه : مرا مىفرستى كه حكم كنم در ميان ايشان ومن در حداثت سنم ونمىدانم كه چگونه حكم بايد كرد ؟
حضرت دست مبارك خود را بر سينهء من زد وفرمود : خداوندا ! دل أو را هدايت كن وزبان أو را ثابت گردان ؛ پس بحقّ آن خداوندى كه جانم بدست قدرت اوست كه بعد از آن هرگز
هامش
( 1 ) . رجوع شود به كافى 5 / 28 و 36 ؛ تهذيب الأحكام 6 / 141 .
( 2 ) . بصائر الدرجات 501 و 503 ودر آن « عقبهء فيق » ذكر شده است . ونيز رجوع شود به خرايج 2 / 492 - 493 كه در آن نام عقبه ذكر نشده است .