نموديم شما در بزرگى آنها را كشتيد ؛ واين را براي آن گفت كه حنظله پسر أو را حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام كشته بود در روز بدر ، پس حضرت تبسم نمود .
وچون گفت : بهتان مزنيد ، هند گفت : بهتان قبيح است وتو ما را امر نمىكنى مگر به رشد وصلاح واخلاق پسنديده .
وچون حضرت فرمود كه : معصيت مكنيد در معروف ، هند گفت : ما كه در اينجا نشستهايم در خاطر نداريم كه تو را معصيت كنيم « 1 » .
وابن شهرآشوب روايت كرده است كه : در روز فتح مكة عثمان بن أبي طلحهء عبدي « 2 » در كعبه را بست وبر بأم رفت ، گفتند : كليد را بده كه رسول خدا مىخواهد ، گفت : اگر مىدانستم كه رسول خداست كليد را از أو منع نمىكردم ، پس حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام بر بأم رفت ودستش را پيچيد وكليد را أو گرفت وبه خدمت آورد وحضرت در را گشود وداخل خانه شد ودو ركعت نماز كرد ، چون بيرون آمد عباس از حضرت سؤال كرد كه كليد را به أو بدهد ، پس اين آية نازل شد
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
« 3 » پس حضرت عثمان را طلبيد وكليد را به أو داد ، وچون شنيد كه خدا امر كرده است كه كليد را به أو دهند مسلمان شد « 4 » .
عياشى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : در روز فتح حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه بتهاى قريش را از مسجد بيرون بردند وشكستند وبتي داشتند كه در مروه گذاشته بودند ، از حضرت التماس كردند كه آن را نشكند ، حضرت تأملى فرمود وبعد از آن امر كرد كه آن را نيز شكستند پس حق تعالى فرستاد
وَلَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ
هامش
( 1 ) . مجمع البيان 5 / 276 .
( 2 ) . در مناقب « عثمان بن طلحهء عبدي » ودر تفسير الوسيط وتفسير غرائب القرآن « عثمان بن طلحة الحجبى » ذكر شده است .
( 3 ) . سورهء نساء : 58 .
( 4 ) . مناقب ابن شهرآشوب 2 / 163 . ونيز رجوع شود به تفسير الوسيط 2 / 69 وتفسير غرائب القرآن 2 / 432 .