تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1198

مساهمون:

ص١١٩٨
وگفت :
جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
« 1 » پس به اعجاز آن حضرت همهء بتها بر رو در افتادند ، پس حكم فرمود آنها را از مسجد بيرون بردند وشكستند « 2 » . وچون وقت نماز ظهر شد بلال را امر كرد كه بر بأم كعبه رفت واذان گفت ، عكرمة پسر أبو جهل گفت كه : مرا بد مىآيد كه اين مرد مانند خر بر بأم كعبه فرياد مىكند ، وخالد بن أسيد گفت : الحمد للّه كه أبو عتاب پدر من زنده نيست كه اين صدا را بشنود ، وسهيل بن عمرو گفت : اين كعبهء خداست اگر خدا نخواهد برطرف خواهد كرد ، پس أبو سفيان گفت : من هيچ نمىگويم مىترسم اين ديوارها محمد را خبر دهند . پس حضرت ايشان را طلبيد وبه اعجاز نبوت گفتهء هر يك را خبر داد ، پس عتاب بن أسيد گفت : يا رسول اللّه ! گفته‌ايم اينها را واكنون استغفار مىكنيم وتوبه مىكنيم ؛ پس توبه كرد ومسلمان شد وحضرت أو را والى مكة گردانيد . وگويند كه : در فتح مكة سه نفر از مسلمانان كشته شدند كه راه را گم كردند واز راه پائين مكة داخل شدند ومشركان ايشان را كشتند « 3 » . وابن طاووس روايت كرده است كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم داخل مكة شد در حجر إسماعيل سيصد وشصت بت گذاشته بودند ، حضرت برابر هر يك از آنها مىرسيد عصائى كه در دست مبارك خود داشت به چشم يا شكم آن بت مىزد ومىگفت
جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
وآن بت در ساعت بر رو مىافتاد وأهل مكة مىگفتند پنهان كه : ما ساحرتر از محمد نديده‌ايم « 4 » . وابن بابويه به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم داخل مكة شد در روز فتح بر كوه صفا ايستاد وفرمود : اى فرزندان هاشم !
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء : 81 . ( 2 ) . ارشاد شيخ مفيد 1 / 138 ودر آن نامى از امام صادق عليه السّلام نيامده است ؛ خرايج 1 / 97 ؛ مجمع البيان 3 / 435 و 5 / 557 وروايت در آن دو جا از عبد اللّه بن مسعود وبا اندكى تفاوت ذكر شده است . ( 3 ) . إعلام الورى 112 . ( 4 ) . سعد السعود 220 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1198 | العلامة المجلسي