تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1196

مساهمون:

ص١١٩٦
رحم كنندگان است » . پس فرمود : بدرستى كه خدا مكة را محترم گردانيده است در روزى كه آسمانها وزمين را آفريده است ، پس آن محترم است به حرمت خدا تا روز قيامت ، متعرض شكاران نبايد شد ودرختش را نبايد بريد وگياهش را قطع نبايد كرد وگمشده‌اش را برداشتن حلال نيست مگر براي كسى كه تعريف كند وبه صاحب برساند . پس عباس گفت كه : مگر علف « اذخر » كه براي سقف خانه‌ها وبراي قبرها در كار است . پس حضرت فرمود به وحى الهى كه : مگر اذخر « 1 » . به روايت صحيح ديگر فرمود كه : مكة محترم است به حرمت خدا ، وحلال نبوده است كسى را كه به جنگ داخل شود در آن ، وبعد از اين براي كسى حلال نخواهد بود ، وبراي من در همين يك ساعت روز حلال شد « 2 » . وبه دو روايت صحيح وموثق ديگر از امام محمد باقر عليه السّلام وبه روايت موثق ديگر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : در اين خطبه فرمود رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه : أيها الناس ! حاضران به غايبان برسانند كه بدرستى كه حق تعالى از شما برطرف كرد نخوت جاهليت را وتفاخر كردن به پدران وخويشان را ؛ بدرستى كه همه از آدم بهم رسيده‌اند وآدم از گل مخلوق شده است وهر كه از محرمات الهى پرهيزكارتر است أو نزد خدا گرامىتر است وهر كه أطاعت خدا بيشتر مىكند بهتر است ؛ بدرستى كه عرب بودن به نسب نمىباشد وليكن به زبان گويا ودين حق مىباشد پس كسى كه عمل أو كوتاهى كند حسب أو بكار نمىآيد ؛ بدرستى كه خونى كه در جاهليت شده بود وهر ستم وكينه وعداوتى كه پيش از اين بود همه در زير پاى من است تا روز قيامت ، يعنى همه را باطل كردم مگر خدمت كعبه وسقايت حاجيان از زمزم كه آنها را به هر كه داشته است مىگذارم « 3 » . وبه روايت أخير : پس با أهل مكة خطاب فرمود كه : بد ياران وهمسايگان بوديد شما براي پيغمبر خود ، مرا به دروغ نسبت داديد ودور كرديد واز مكة بيرون كرديد ومرا ذليل
هامش
( 1 ) . إعلام الورى 111 با تفاوتهايى ؛ كافى 4 / 225 - 226 . ( 2 ) . رجوع شود به كافى 4 / 226 وإعلام الورى 111 . ( 3 ) . رجوع شود به كافى 8 / 246 وكتاب الزهد 56 وتفسير قمى 2 / 322 ومكارم الأخلاق 438 .