تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1139

مساهمون:

ص١١٣٩
علي بن إبراهيم روايت كرده است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از جنگ خيبر مراجعت نمود أسامة بن زيد را با لشكرى بسوى بعضي از شهرهاى يهود فرستاد در ناحيهء فدك كه ايشان را بسوى اسلام دعوت نمايد ، ودر بعضي از آن شهرها مردى از يهود بود كه أو را « مرداس بن نهيك فدكي » مىگفتند ، چون لشكر حضرت را ديد أهل ومال خود را جمع كرد وبه ناحيهء كوه رفت وعرض كرد : « اشهد ان لا اله الا اللّه واشهد ان محمدا رسول اللّه » ، پس اسامة به اسلام أو اعتنا نكرد ونيزه‌اى بر أو زد وأو را كشت ! چون به خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم برگشت وواقعه را عرض كرد حضرت فرمود : چرا كشتى مردى را كه كلمهء اسلام گفت ؟ اسامة عرض كرد : يا رسول اللّه ! كلمه را از ترس كشته شدن گفت ، حضرت فرمود : تو پردهء دل أو را شكافتى كه بدانى از ترس گفت وتو را با دل أو چه‌كار است ؟ پس حق تعالى اين آية را فرستاد
وَلا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً
« 1 » ، پس اسامة سوگند ياد كرد كه ديگر جنگ نكند با كسى كه كلمه « 2 » گويد ؛ واين را عذر خود گردانيد كه در جنگها أمير المؤمنين عليه السّلام حاضر نشد ، وعذر آخرش بدتر از گناه اولش بود « 3 » . وشيخ طبرسى وديگران روايت كرده‌اند كه : در سال بعد از حديبيه باز در ماه ذىقعده سال هفتم هجرت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم با أصحاب خود متوجه مكة گرديد براي قضاى عمرهء حديبيه ، پس داخل مكة شدند وعمره بجا آوردند وسه روز در مكهء معظمه ماندند وبسوى
هامش
( 1 ) . سورهء نساء : 94 . ( 2 ) . منظور از « كلمه » شهادتين است . ( 3 ) . تفسير قمى 1 / 148 - 149 .