تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦
در جاى أو مىخوابانيد كه اگر كسى در أول شب آن حضرت را در آن مكان ديده باشد وقصد ضررى نسبت به أو نمايد بر اعزّ أولاد أو واقع شود وبر أو واقع نشود ، وهر شب أمير المؤمنين عليه السّلام به طيب خاطر جان خود را فداى آن حضرت مىنمود ، ودر تمام شب أبو طالب پاسبانى آن جناب مىنمود ودر روز فرزندان خود وفرزندان برادرانش را موكّل گردانيده بود كه حراست آن حضرت مىنمودند تا آنكه كار بر ايشان بسيار تنگ شد وهركه از عرب داخل مكة مىشد جرأت نمىكرد كه به بني هاشم چيزى بفروشد وهر كه چيزى به ايشان مىفروخت أموال أو را غارت مىكردند ، وأبو جهل وعاص بن وائل ونضر بن حارث وعقبة بن أبي معيط بر سر راه قوافل مىرفتند وتجّار را منع مىكردند از آنكه به بني هاشم آذوقه بفروشند وتهديد مىكردند ايشان را كه : اگر بفروشيد ، مال شما را غارت خواهيم كرد . وحضرت خديجة مال بسيار داشت وأكثر آن را صرف آن حضرت وأصحاب آن حضرت كرد در وقتي كه در شعب محصور بودند . ودر نامه‌اى كه نوشتند جميع أكابر قريش اتفاق كردند بغير مطعم بن عدي كه گفت : اين ستم است ومن در اين شريك نمىشوم ؛ ونامه را پيچيدند ومهر چهل نفر از رؤساى قريش را بر آن زدند ودر ميان كعبه آويختند ؛ وأبو لهب نيز با ايشان متابعت كرد . ودر هر موسم حج وعمره حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از شعب بيرون مىآمد وبر قبايل عرب كه به حج آمده بودند مىگرديد ومىگفت : من از جانب حق تعالى مبعوث شده‌ام به رسالت وشما را به دين خود دعوت مىكنم ، به دين من درآئيد ومرا از شرّ اعدا محافظت نمائيد ومن ضامن بهشت مىشوم از براي شما ، وأبو لهب در عقب آن حضرت مىگرديد ومىگفت : قبول قول أو مكنيد أو پسر برادر من است وكذّاب است وجادوگر است . پس بر اين حال چهار سال در آن درّه ماندند كه أيمن نبودند وبيرون نمىتوانستند آمد مگر در موسم ، ودر سالى دوم موسم بود يكى موسم عمره در رجب وديگرى موسم حج در
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 796 | العلامة المجلسي