تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 755

مساهمون:

ص٧٥٥
حضرت تجلى كرد كه ديده‌اش از دهشت آن نور بازماند واعضايش بلرزيد پس حق تعالى دلش را محكم گردانيد وديده‌اش را قوّت ونور ديگر بخشيد تا آنكه از آيات پروردگار خود ديد آنچه ديد واز خطابهاى پروردگار خود شنيد آنچه شنيد ، وچون برگشت باز به زير سدرة المنتهى رسيد جبرئيل را در آنجا بار ديگر ديد چنانكه حق تعالى فرموده است
وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى . عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى
« 1 » ومراد آن است كه : بار ديگر جبرئيل را ديد - نه خدا را به روشى كه سنّيان مىگويند - پس خدا را به ديدهء دل ديد وبه ديدهء سر آيات بزرگ پروردگار خود را ديد كه هيچ مخلوقى به غير أو آنها را نديده بود ونخواهد ديد . پس حضرت باقر عليه السّلام فرمود كه : بزرگى درخت سدره به قدر صد سال راه است از روزهاى دنيا وهر برگى از آن تمام أهل دنيا را مىپوشاند ، وخدا ملكي چند آفريده كه موكّلند به درختان زمين پس هيچ درخت از خرما وغير آن در زمين نيست مگر با آن درخت ملكي هست كه آن درخت را وميوهء آن را محافظت مىنمايد ، واگر آن نباشد هرآينه درندگان وجانوران زمين در هنگام ميوه آن را فانى كنند ، وبه اين سبب حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منع فرمود مسلمانان را كه در زير درخت ميوه‌دار بول وغايط كنند ، وبه اين سبب آدمي را انسى مىباشد به درخت ميوه‌دار در وقت ميوه زيرا كه ملائكة نزد آن درخت حاضر مىباشند « 2 » . وبه سند معتبر روايت كرده است كه از امام جعفر صادق عليه السّلام پرسيدند : به چه سبب در نماز شام وخفتن وصبح بلند مىخوانند قرائت را ودر ساير نمازها آهسته مىخوانند ؟ فرمود : زيرا كه چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را به آسمان بردند أول نمازى كه حق تعالى بر آن واجب كرد نماز ظهر روز جمعه بود ، پس ملائكة را با آن جناب ضم كرد كه به أو اقتدا كردند وآن حضرت را فرمود قرائت را بلند بخواند تا فضيلت أو بر ملائكة ظاهر گردد ،
هامش
( 1 ) . سورهء نجم : 13 و 14 . ( 2 ) . علل الشرايع 276 - 278 .