تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
أبى طالب وآخر ايشان مهدى امّت من ، عرض كردم : خداوندا ! اينها اوصياى منند بعد از من ؟ فرمود : يا محمد ! اينها دوستان من وأوصيا وبرگزيدگان وحجتهاى منند بعد از تو بر بندگان من وايشان أوصيا وخليفه‌هاى تواند وبهترين خلق منند بعد از تو ، بعزت وجلال خود سوگند مىخورم كه دين خود را به ايشان ظاهر گردانم وكلمهء خود را به ايشان بلند گردانم وبه آخر ايشان زمين را از دشمنان خود پاك گردانم ومشرق ومغرب زمين را به تصرف أو درآورم وبادها را مسخّر أو گردانم وابرهاى صعب را براي أو ذليل گردانم كه بر آنها سوار شود وبه هر جا كه خواهد از آسمان وزمين برود وأو را به لشكرهاى خود يارى كنم وبه ملائكهء خود مدد كنم تا آنكه دعوت من بلند گردد وهمهء خلق بر يگانه‌پرستى من جمع شوند ، پس سلطنت أو را دائم ومستمر گردانم ودولت حق را در دوستان خود وپيشوايان دين قرار دهم كه دست به دست گردانند تا روز قيامت « 1 » . أيضا به سندهاى معتبر از حضرت صادق عليه السّلام وابن عباس روايت كرده است كه : روزى عايشه به نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد وآن حضرت فاطمه عليها السّلام را در دامن خود نشانده بود ومىبوسيد ، عايشه عرض كرد : چرا اين دختر بزرگ را اين قدر مىبوسى وبه چه سبب افراط در محبت أو مىنمائى ؟ حضرت فرمود : اى عايشه ! در شب معراج چون به آسمان چهارم رسيدم جبرئيل اذان واقامه گفت ومرا پيش داشت وبا أهل آسمان چهارم نماز كردم ، وچون به جانب راست خود نظر كردم حضرت إبراهيم عليه السّلام را در باغي از باغهاى بهشت ديدم كه گروهى از ملائكة أو را در ميان گرفته بودند ، وچون بر آسمان ششم بر آمدم ندا از جانب اعلا شنيدم كه : اى محمد ! نيك پدرى است پدر تو إبراهيم ونيك برادرى است برادر تو على ، چون به حجابهاى عظمت وجلال رسيدم جبرئيل دست مرا گرفت وداخل بهشت كرد در آنجا درختى از نور ديدم كه زير آن درخت دو ملك حلّه‌ها وزيورها بر هم پيچيدند ، گفتم : اى حبيب من جبرئيل ! اين درخت از كيست ؟ گفت : از برادرت علي بن أبي طالب است واين دو ملك براي أو حلّه وزيورها مىپيچند وجمع
هامش
( 1 ) . علل الشرايع 5 ؛ عيون أخبار الرضا 1 / 262 .