تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
تسبيح وتهليل وتحميد حق تعالى مىكردند پس گفتم : « سمع اللّه لمن حمده » ، وچون نظر به جانب بالا كردم ونوري عظيمتر از نور أول ديدم كه مرغ عقلم پرواز كرد ودهشتم از أول زيادة شد ، پس از دهشت آن حال نزد ملك ذو الجلال به سجده افتادم ورو بر زمين تذلّل نهادم وبراي علوّ آنچه ديده بودم به الهام خداوند اعلا هفت مرتبه گفتم : « سبحان ربّي الاعلى وبحمده » وهر مرتبه كه اين ذكر را مىگفتم قدرى از دهشت وحيرت خود را كمتر مىيافتم تا آنكه از حالت تحيّر بازآمدم وبه كمال معرفت حق فايز گرديدم ؛ پس سر از سجده برداشتم ونشستم تا مرا از آن دهشت وحيرت وگرانى أنوار عظمت استراحتى حاصل شود ، پس به الهام حق بار ديگر به جانب بالا نظر كردم ونوري از آن أنوار ديگر رباينده‌تر مشاهده كردم وبار ديگر بىاختيار نزد خداوند قهّار به سجده افتادم وباز هفت مرتبه « سبحان ربّي الاعلى وبحمده » گفتم وچون قابليّت مشاهدهء أنوار مرا افزون شد بار ديگر سر برداشتم واندكى نشستم وبسوى آن أنوار نگريستم ، پس به اين سبب دو سجده مقرر شده ونشستن بعد از دو سجده سنّت شد . پس برخاستم وبار ديگر به خدمت پروردگار خود به بندگى ايستادم وحق تعالى ندا كرد مرا كه : بار ديگر سورهء حمد بخوان ، چون خواندم ندا رسيد كه : سورهء
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
را بخوان كه مشتمل است بر بزرگوارى تو وأهل بيت تو تا روز قيامت . پس بار ديگر ركوع وسجود كردم چنانكه در ركعت أول بجا آوردم ، وچون خواستم برخيزم حق تعالى مرا ندا كرد كه : يا محمد ! ياد كن نعمتهاى مرا بر خود ونام مرا ببر ، پس به الهام حق تعالى گفتم : « بسم اللّه وباللّه ولا اله الّا اللّه والأسماء الحسنى كلّها للّه » ، وچون شهادتين گفتم حق تعالى فرمود : صلوات فرست بر خود وبر أهل بيت خود ، گفتم : « صلّى اللّه عليّ وعلى أهل بيتي » ، پس خدا بر من وبر أهل بيت من صلوات فرستاد . وچون نظر كردم صفهاى ملائكة وأرواح پيغمبران را ديدم كه در عقب من صف كشيده‌اند ، پس حق تعالى مرا ندا كرد كه : سلام كن بر ايشان ، گفتم : « السّلام عليكم ورحمة اللّه وبركاته » ، پس حق تعالى فرمود : يا محمد ! منم سلام وتحيت ورحمت وبركات توئى وامامان بعد از تو .