خود ، عيسى عليه السّلام گفت : نيكو خليفهاى براي خود اختيار كردهاى كه حق تعالى أطاعت أو را بر ملائكة واجب كرده است ، پس موسى وساير پيغمبران عليهم السّلام را ملاقاة كرد وهمه در باب علي عليه السّلام گفتند آنچه عيسى عليه السّلام گفت ، پس حضرت از ملائكة پرسيد : كجاست پدر من إبراهيم ؟ گفتند : أو با أطفال شيعيان على است ، چون حضرت داخل بهشت شد ديد كه إبراهيم عليه السّلام در زير درختى نشسته است كه آن درخت پستانها دارد مانند پستانهاى گاو وأطفال نزد أو هستند وهر يك يكى از آن پستانها را در دهان دارند وچون پستان از دهان يكى از آنها بيرون مىآيد إبراهيم عليه السّلام برمىخيزد وباز پستان را در دهان أو مىگذارد ، چون إبراهيم عليه السّلام آن حضرت را ديد سلام كرد وأحوال علي عليه السّلام را از أو پرسيد ، حضرت فرمود : أو را به جاى خود در ميان امّت خود گذاشتم ، إبراهيم عليه السّلام گفت : نيكو خليفه وجانشينى براي خود اختيار كردهاى بدرستى كه خدا بر ملائكة أطاعت أو را واجب گردانيده است واينها أطفال شيعيان اويند من از حق تعالى سؤال كردم كه مرا مأمور كند تربيت ايشان كنم وهر جرعهاى كه هر يك از ايشان از اين پستانها مىآشامد در آن جرعه لذت ومزهء جميع ميوهها ونهرهاى بهشت را مىيابد « 1 » .
وأيضا از كتاب مزبور روايت كرده است از جابر انصارى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود :
چون شب معراج مرا به آسمان هفتم بردند بر در هر آسمان ديدم نوشته بود : « لا اله الّا اللّه محمّد رسول اللّه عليّ بن أبي طالب أمير المؤمنين » ، چون به حجابهاى نور رسيدم بر هر حجابى اين را نوشته ديدم ، وچون به عرش رسيدم بر هر ركن عرش اين را نوشته ديدم « 2 » .
وباز از كتاب مزبور روايت كرده است از أعمش از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : در شب معراج چون به آسمان پنجم رسيدم صورت علي بن أبي طالب را در آنجا مشاهده كردم ، گفتم : اى جبرئيل ! اين چه صورت است ؟ گفت : يا محمد ! ملائكة خواهش كردند كه از مشاهدهء جمال على بهرهمند گردند ، عرض كردند :
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار 18 / 303 به نقل از كتاب المحتضر .
( 2 ) . بحار الأنوار 18 / 304 به نقل از كتاب المحتضر .