تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
وناشر كه پهن كنندهء علوم وخيرات وكمالات است در ميان خلق يعنى محمد كه خاتم پيغمبران است ، ومرحبا به على كه بهترين أوصياء است ؛ پس ملائكة بر من سلام كردند واز حال على سؤال كردند ، گفتم : أو را در زمين خليفهء خود كرده‌ام وبه جاى خود گذاشته‌ام آيا أو را مىشناسيد ؟ گفتند : بلى چگونه أو را نشناسيم وحال آنكه در هر سال يك مرتبه به حجّ بيت المعمور مىرويم ودر آنجا نامهء سفيدى هست كه در آن نام محمد وعلى وحسن وحسين وامامان فرزندان حسين وشيعيان ايشان تا روز قيامت نوشته است وما پيوسته براي بركت دست بر سر ايشان مىكشيم ؛ پس باز حق تعالى چهل نوع از أنواع نور كه شبيه نبودند به نورهاى سابق وحلقه‌ها وزنجيرهاى ديگر بر محمل من افزود . ومرا بالا بردند بسوى آسمان چهارم ودر آنجا ملائكة سخنى نگفتند وصداهاى آهسته مىشنيدم كه گويا در سينه‌هاى ايشان پيچيده بود وملائكة به سرعت بسوى من جمع شدند ودرهاى آسمان را براي من گشودند پس جبرئيل گفت : « حيّ على الصلاة حيّ على الصلاة ، حيّ على الفلاح حيّ على الفلاح » ملائكة گفتند : دو صدا است كه به يكديگر مقرونند - به محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم برپا مىشود نماز وبه علي عليه السّلام مىرسند به فلاح ورستگارى - پس جبرئيل گفت : « قد قامت الصلاة قد قامت الصلاة » ملائكة گفتند : اين براي شيعيان علي عليه السّلام است كه ايشان نماز را چنانكه بايد برپا مىدارند تا روز قيامت ، پس ملائكة پرسيدند : در كجا گذاشتى برادر خود علي عليه السّلام را وچه حال دارد أو ؟ گفتم : شما أو را مىشناسيد ؟ گفتند : بلى مىشناسيم أو را وشيعيان أو را وأرواح شيعيان أو نورهايند در دور عرش الهى ، ودر بيت المعمور نامه‌اى از نور هست كه در آن از نور نوشته است نام محمد وعلى وفاطمه وحسن وحسين وامامان ذرّيّت حسين ونامهاى شيعيان ايشان يكى بر آنها زياد نمىشود ويكى كم نمىشود وآن نامه پيمانى است كه بر ما گرفته‌اند ودر هر جمعه آن پيمان را بر ما مىخوانند . پس سجدهء شكر حق تعالى بجا آوردم ودر سجده نداى حق تعالى به من رسيد كه : سر خود را بردار از سجده ، چون سر برداشتم ديدم كه آسمانها شكافته شده وحجابها از پائين