وبه مقام قرب ومخاطبهء كريم ذو الجلال رسيد ، ونماز معراج مؤمن است ومؤمن كامل نيز چون چنين كند وتكبيرات هفتگانه را بگويد حجب ظلمانيّه كه به سبب خطاها وعلائق دنيا ميان أو وحق تعالى بهم رسيده مرتفع مىگردد وبه مقام قرب وخطاب با جناب ربّ الأرباب مىرسد .
پس حق تعالى به آن جناب خطاب فرمود كه : اكنون به مقام قرب ووصال من رسيدى پس نام مرا ببر ، حضرت گفت : « بسم اللّه الرحمن الرحيم » وبه اين سبب در أول سوره « بسم اللّه » مقرر شد .
پس ندا كرد آن حضرت را كه : مرا حمد كن ، حضرت گفت : « الحمد للّه رب العالمين » ودر خاطر خود گفت : « شكرا » .
حق تعالى فرمود : بار ديگر مرا نام ببر چون از خود چيزى به خاطر گذرانيدى ، پس بار ديگر گفت : « الرحمن الرحيم » تا آنكه به الهام حق تعالى سورهء حمد را تمام كرد ، وچون « ولا الضّالّين » گفت ، حضرت در خاطر خود گفت : « الحمد للّه رب العالمين شكرا » پس حق تعالى خطاب كرد : يا محمد ! چون قرآن را قطع كردى به حمد من بار ديگر نام مرا ياد كن ، پس بار ديگر گفت : « بسم اللّه الرحمن الرحيم » وبه اين سبب در أول سوره نيز « بسم اللّه » مقرر شد .
پس ندا رسيد كه سورهء
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
را بخوان چنانكه بر تو فرستادم كه آن سوره مشتمل است بر نعت ووصف من ونسبت من با خلق من ، چون سورهء توحيد را خواندم ندا فرمود كه : براي عظمت من خم شو ودست بر زانوهاى خود بگذار وبسوى عرش من نظر كن ، چون چنين كردم نوري از أنوار عظمت وجلال حق مشاهده كردم كه مدهوش شدم وبه الهام الهى گفتم : « سبحان ربّي العظيم وبحمده » يعنى : « به پاكى ياد مىكنم پروردگار عظيم خود را وبه حمد وشكر أو مشغولم » ، چون اين ذكر را خواندم اندكى به حال خود بازآمدم ودهشت نفس من تسكين يافت تا آنكه به الهام خدا هفت مرتبه اين ذكر را گفتم تا به حال خود بازآمدم ، وبه اين سبب مقرر شد كه اين ذكر در ركوع مكرر خوانده شود .
پس خدا ندا كرد : سر بردار ، چون از ركوع سر برداشتم صداى ملائكة را شنيدم كه