تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
ومردم را بسوى فريضهء من مىخواند ، هركه از روى خواهش بسوى نماز سعى كند وغرضش رضاى من باشد كفارهء گناهان أو گردد ؛ چون « حيّ على الفلاح » گفت ، خداوند جبار فرمود : نماز موجب شايستگى وفيروزى ورستگارى است . حضرت فرمود : پس من پيش ايستادم ودر آسمان ملائكة به من اقتدا كردند چنانكه در بيت المقدس پيغمبران به من اقتدا كردند ، وچون فارغ شدم أنوار محبت حق تعالى مرا فرو گرفت وبه سجده افتادم ، پس حق تعالى مرا ندا كرد وفرمود : بر هر پيغمبر كه قبل از تو بود پنجاه نماز واجب كردم وآنها را بر تو وامّت تو واجب گردانيدم پس تو با امّت به اين نمازها قيام نمائيد . حضرت فرمود : چون برگشتم به إبراهيم عليه السّلام وهر پيغمبرى كه گذشتم از من سؤالي نكردند وچون به موسى عليه السّلام رسيدم پرسيد : چه كردى ؟ گفتم : خدا پنجاه نماز بر من وامّتم واجب گردانيد ، حضرت موسى عليه السّلام گفت : يا محمد ! پروردگار تو از عبادت بىنياز است وامّت تو آخر امّتها وضعيفترين امّتهايند وتاب تكليف پنجاه نماز نمىآورند ، برگرد بسوى پروردگار خود وسؤال كن كه تخفيف دهد بر امّت تو ؛ پس برگشتم تا به نزد سدرة المنتهى رسيدم وبه سجده افتادم وعرض كردم : پروردگارا ! بر من وبر امّت من پنجاه نماز واجب گردانيدى وبر ما دشوار است ، به فضل خود تخفيف ده بر ما ؛ پس حق تعالى ده نماز را به من بخشيد ؛ چون برگشتم وبه موسى عليه السّلام رسيدم گفت : برگرد وباز شفاعت كن كه خدا كم كند كه امّت تو طاقت چهل نماز ندارند ؛ پس برگشتم تا به نزد سدرة المنتهى به سجده افتادم وتضرع كردم تا خداوند رحمان ده نماز ديگر بخشيد ، وچون به موسى عليه السّلام رسيدم گفت : برگرد وباز شفاعت كن كه امّت تو تاب اين تكليف ندارند ؛ همچنين هر مرتبه كه مىآمدم مرا برمى گردانيد تا به پنج نماز رسيد ، باز موسى عليه السّلام گفت : برو وشفاعت كن ، گفتم : يا موسى ! ديگر شرم مىكنم كه زيادة از اين استدعا كنم وليكن بر اين پنج نماز صبر مىكنم ، پس حق تعالى مرا ندا كرد كه : چون بر پنج نماز صبر كردى من بر اين پنج نماز ثواب پنجاه نماز تو را وامّت تو را عطا مىكنم وهر نماز را به ده نماز قبول مىكنم ، وهر كه از امّت تو حسنه‌اى بجا آورد ده حسنه از براي أو مىنويسم ، واگر قصد كند وبجا نياورد