ديوارها مانع بود واز پيش رو علي عليه السّلام وخديجة ايستاده بودند وسنگها را به جان خود قبول مىكردند ونمىگذاشتند كه به آن حضرت برسد . پس خديجة گفت : اى گروه قريش ! شرمنده نمىشويد كه سنگباران مىكنيد خانهء زنى را كه نجيبترين شماست ؟ اگر از خدا نمىترسيد از ننگ احتراز كنيد .
پس مشركان برگشتند وروز ديگر آن حضرت به مسجد آمد ونماز كرد وحق تعالى ترسى در دل ايشان افكند كه متعرض آن حضرت نشدند « 1 » .
ودر بعضي از كتب مذكور است كه : در سال پنجم پيغمبرى آن حضرت سميّه مادر عمار بن ياسر شهيد شد وأو از جملهء آنها بود كه كافران قريش ايشان را شكنجه مىكردند كه از اسلام بيزارى جويند وآنها امتناع مىكردند ؛ در اين حال أبو جهل ملعون بر أو گذشت ونيزهاى بر دل أو زد وأو را شهيد كرد « 2 » .
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار 18 / 241 به نقل از المنتقى في مولود المصطفى .
( 2 ) . بحار الأنوار 18 / 241 به نقل از المنتقى في مولود المصطفى .