خود را در زير شكم أو فرو برد وأو فرياد مىكرد كه : وا ذلّاه ، تا شاخ از چنبرهء گردنش بيرون آمد « 1 » .
سى ويكم - معجزهء متواترهء آن جناب است كه : در جنگ احزاب با وفور كفار وقلّت مسلمانان حق تعالى به دعاى آن جناب باد تندى فرستاد با سنگريزهها كه خيمههاى ايشان را كند وايشان گريختند چنانكه بعد از اين مذكور خواهد شد « 2 » .
سى ودوم - در جنگ بدر كفى سنگريزه وخاك برداشت وبر روى كافران پاشيد وفرمود : « شاهت الوجوه » پس باد آن را برد وبر روى مشركان رسانيد وهركه از آن سنگريزه وخاك به أو رسيد در آن روز يا كشته شد يا أسير شد « 3 » .
سى وسوم - ابن شهرآشوب از جابر روايت كرده است : چون « عرنيان » راعى آن جناب را كشتند ومواشي را غارت كردند ، بر ايشان نفرين كرد كه : خداوندا ! راه را بر ايشان گم كن ، پس راه را گم كردند تا أصحاب حضرت به ايشان رسيدند وايشان را گرفتند « 4 » .
سى وچهارم - ابن شهرآشوب روايت كرده است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم زنى را خواستگارى كرد ، پدرش عذر گفت كه : أو پيس است - وپيس نبود - ، حضرت فرمود كه :
چنين باشد ؛ پس پيس شد « 5 » .
سى وپنجم - روايت كرده است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم زهير شاعر را ديد وگفت :
خداوندا ! مرا پناه ده از شيطان أو ، پس أو نتوانست يك بيت شعر بگويد تا مرد « 6 » .
سى وششم - روايت كرده است كه : روزى بلال اذان مىگفت ، چون گفت : « اشهد انّ
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 111 ؛ إعلام الورى 83 . ونيز رجوع شود به مجمع البيان 1 / 501 .
( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 112 ؛ تفسير طبري 10 / 263 - 264 ؛ تفسير قرطبى 14 / 143 .
( 3 ) . مجمع البيان 2 / 530 ؛ تفسير طبري 6 / 203 .
( 4 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 113 . ونيز رجوع شود به سنن أبي داود 3 / 134 وسنن ترمذى 1 / 106 .
( 5 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 114 .
( 6 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 115 ؛ الأغاني 10 / 339 .