تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
محمدا رسول اللّه » منافقى گفت : بسوزد هركه دروغ گويد ، پس در آن شب برخاست كه چراغ را اصلاح كند آتش در انگشت أو افتاد وهرچند سعى كرد نتوانست خاموش كند تا همهء بدنش سوخت « 1 » . سى وهفتم - روايت كرده است از ابن عباس كه : عقبة بن أبي معيط وأبي بن خلف با هم برادر شده بودند ، پس عقبه از سفري آمده وليمه‌اى ساخت وجمعى از اشراف را با آن جناب به وليمهء خود طلبيد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : تا شهادتين را نگويى من طعام تو را نمىخورم ، پس أو شهادت گفت وحضرت طعام أو را تناول نمود ؛ چون أبي بن خلف از سفر برگشت أو را ملامت نمود كه : به دين محمد در آمده‌اى من از تو راضى نمىشوم تا أو را تكذيب نمايى واهانت برسانى ، پس آن ملعون به نزد آن حضرت آمد وآب دهان نجس خود را به جانب آن جناب انداخت پس آب دو حصّه شد وبر روى پليد خودش برگشت ودو جاى روى أو را سوخت وجايش ماند ، وحضرت فرمود : تا در مكة هستى زنده خواهى بود وچون از مكة بيرون روى به شمشير خود كشته خواهى شد ، پس عقبه در روز بدر كشته شد وأبي در روز أحد به درك واصل گشت « 2 » . سى وهشتم - روايت كرده‌اند ابن شهرآشوب وغير أو كه : أبي بن خلف در مكة حضرت را تهديد به كشتن مىكرد ، حضرت فرمود : من تو را خواهم كشت ان شاء اللّه ، پس در روز أحد حضرت چوبى به جانب أو انداخت وبه گردن أو رسيد وخراشيد پس برگشت وفرياد مىكرد مانند گاو ، أبو جهل گفت : چرا چنين فرياد مىكنى ؟ اين خراشى بيش نيست ؟ گفت : اگر اين طعنه بر جميع قبيلهء ربيعه وقبيلهء مضر واقع مىشد همه مىمردند أو وعده كرده است مرا بكشد واگر آب دهان بر من بيندازد كشته خواهم شد ؛ پس از يك روز به جهنم واصل شد « 3 » . سى ونهم - در طب الأئمة ومجمع البيان وتفسير عياشى وساير كتب معتبره مذكور
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 178 . ( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 179 . ( 3 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 158 . ونيز رجوع شود به دلائل النبوة 2 / 258 .