است واز حضرت صادق عليه السّلام به طرق متعددة منقول است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را آزارى بهم رسيد وجبرئيل وميكائيل به نزد آن حضرت آمدند ، پس جبرئيل گفت : يا محمد ! لبيد بن أعظم يهودي تو را جادو كرده است وآن را در چاه بنى زريق پنهان كرده است پس بفرست بر سر آن چاه كسى را كه در ديدهء تو از همه كس عظيمتر است واعتماد بر أو بيش از ديگران دارى ودر كمالات عديل وهمتاى توست تا آن سحر را بيرون آورد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم أمير المؤمنين عليه السّلام را طلبيد وفرمود : يا علي ! برو بسوى چاه ذروان كه در آنجا جادويى براي من پنهان كردهاند ودر ميان غلاف خرما تعبيه كردهاند ودر زير سنگى كه در ته چاه است پنهان كردهاند .
چون علي عليه السّلام بر سر آن چاه رفت آبش از جادو مانند آب حنا رنگين شده بود ، پس حضرت آب چاه را كشيد ودر زير سنگى كه پيغمبر نشان داده بود غلاف خرما را بيرون آورد وبه خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آورد ، چون گشودند شانه وچند دندانهء شانه وريسمانى كه در آن يازده گره زده بودند وسوزنها بر آن فرو برده بودند از ميان آن بيرون آمد وجبرئيل در آن روز سورهء
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ
وسورهء
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
را آورده بود ، حضرت فرمود : يا علي ! اين دو سوره را بر اين گرهها بخوان ، علي عليه السّلام هر يك آية را كه مىخواند يك گره باز مىشد تا آنكه سورهها را تمام كرد وهمهء گرهها گشوده شد « 1 » .
به روايت ديگر : جبرئيل
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
را وميكائيل
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ
را براي تعويذ آن حضرت خواندند .
به روايت ديگر : جبرئيل
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
و
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ
و
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
را خواند واين دعا را خواند : « بسم اللّه أرقيك واللّه يشفيك من كلّ داء يؤذيك خذها فلتهنيك » « 2 » .
هامش
( 1 ) . رجوع شود به طب الأئمة 113 ومجمع البيان 5 / 568 ومناقب ابن شهرآشوب 2 / 256 ومكارم الأخلاق 413 وتفسير بيضاوى 4 / 466 .
( 2 ) . مجمع البيان 5 / 569 .