تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
شافى وعلم كافى ومنم شهرستان علم وأو در درگاه آن شهر است هركه حكمت وعلم خواهد بايد از در درآيد ، پس به آواز بلند فرمود : اى بندگان خدا ! هركه خواهد نظر كند بسوى آدم با جلالت أو ، وبسوى شيث وحكمت أو ، وبسوى إدريس با نباهت أو ، وبسوى نوح وشكر كردن أو پروردگار خود را وعبادت أو ، وبسوى إبراهيم ووفاى أو وخلّت أو ، وبسوى موسى ودشمنى أو با دشمنان خدا وجهاد كردن أو با ايشان ، وبسوى عيسى ودوستى ومعاشرت أو با هر مؤمني ، پس نظر كند بسوى علي بن أبي طالب . به سبب اين سخن ايمان مؤمنان زيادة شد وكينه ونفاق منافقان بيشتر شد ، پس اعرابى گفت : اى محمد ! پسر عمّ خود را چنين مدح مىكنى زيرا كه شرف وعزت أو موجب شرف وعزت توست ومن اينها را قبول نمىكنم مگر با شهادت كسى كه شهادت أو احتمال بطلان وفساد ندارد . فرمود : أو كيست ؟ عرض كرد : اين سوسمار كه در هميان است وبه پشت خود آويخته‌ام . حضرت فرمود : اى اعرابى ! آن را بيرون آور تا گواهى بدهد براي من به نبوّت وبراي برادرم به فضيلت . اعرابى عرض كرد : من تعب بسيار در شكار كردن اين كشيدم ومىترسم كه بگريزد . فرمود : نخواهد گريخت واگر بگريزد همين بس است تو را جهت تكذيب من ، وليكن نمىگريزد وبه حق گواهى خواهد داد وچون گواهى دهد آن را رها كن كه محمد از آن بهتر چيزى به تو عوض خواهد داد . چون اعرابى سوسمار را از هميان خود بيرون آورد وبه زمين نهاد رو به رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ايستاد وپهلوهاى روى خود را به نزد آن حضرت بر خاك ماليد پس سر برداشت وبه قدرت حق تعالى به سخن آمد وگفت : شهادت مىدهم به وحدت خدايى كه شريك ندارد وشهادت مىدهم كه محمد بنده ورسول وبرگزيدهء اوست وبهترين پيغمبران وبهترين جميع خلايق وخاتم پيغمبران است وكشانندهء مؤمنان است بسوى بهشت ، وشهادت مىدهم كه برادر تو علي بن أبي طالب عليه السّلام چنان است كه تو أو را وصف كردى و